چهارچوب تحلیل استراتژیک، تکنیک تحلیل استراتژیک، تحلیل، استراتژی، مدیریت استراتژیک حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک، مدرس مدیریت استراتژیک

 

چگونه مناسب ترین تکنیک تحلیل استراتژیک را انتخاب کنیم؟

استراتژی گذاری شما، نیاز به استراتژی دارد!

در طول دهه های گذشته تعداد قابل توجهی تکنیک، مدل و چهارچوب برای تحلیل های استراتژیک تدوین گردیده است که هرکدام در یک برهه زمانی خاص توانسته است توجه پژوهشگران، مدیران و استراتژیست های سازمان ها را به خود جلب نماید. از آنجا که عمده تکنیک های تحلیل استراتژیک بر مبنای تحلیل محیط و بازار و قابلیت های سازمان و انتخاب بهترین گزینه پیش رو با توجه به این دو عامل به وجود آمده اند، مشابهت های زیادی در آنها مشاهده می شود. بسیاری مکمل یکدیگر به حساب می آیند، برخی ویژگی مشابهی را از دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار داده است ، برخی از آنها به مقوله رقابت توجه خاص داشته اند و برخی دیگر کاملا رقابت گریز پیشنهاد شده اند. مدل هایی وجود دارد که تحلیل استراتژیک را استاتیک و برخی دیگر بر مبنای مدل های سناریو ای پیشنهاد می کند، تعدادی از چهارچوب ها قدم های مشخصی را پیشنهاد داده اند و برخی دیگر به کلیات اکتفا نموده اند. به رغم وجود چنین دانش عظیمی، تحلیل گران استراتژیک برای انتخاب تکنیک تحلیلی مناسب با چالش هایی رو به رو هستند زیرا انجام تحلیل های استراتژیک، بکارگیری نیروی کارشناسی به میزان زیاد و  مبلغ گزاف را در پی خواهد داشت درحالی که انتظار نیز می رود در مدت زمان کوتاهی انجام گردد. از این رو در سال های اخیر تحقیقات جالب توجهی راجع به انتخاب تکنیک مناسب برای تحلیل استراتژیک در سازمان ها انجام گردیده است که در ادامه به نمونه موفقی از آن اشاره می گردد:

دسته بندی مفیدی که توسط گروه مشاوران بوستون (Boston Consulting Group) برای بررسی و ایجاد تمایز میان تکنیک های تحلیل استراتژیک پیشنهاد شده است، ابعاد چهارچوب های تحلیلی استراتژیک را به دو مولفه پیش بینی پذیری (Predictability) و شکل پذیری (Malleability) تقسیم می نماید که تعریف هر یک از این دو مولفه به این شرح است:

  • پیش بینی ناپذیری: سازمان شما به چه مقدار نسبت به قابل پیش بینی بودن مولفه هایی مانند میزان تقاضا، عملکرد سازمان، دینامیک رقابت و تغییرات در مشخصات بازار اطمینان دارد و با چه دقتی می توانید این مولفه ها را برای آینده پیش بینی کنید؟
  • شکل پذیری: شما یا رقبای شما تا چه میزان می توانید بر مولفه های ذکر شده در بند فوق اثر گذار باشید؟ یعنی سازمان تا چه حد می تواند بر فضای و اکوسیستم کسب و کار تاثیر بگذارد ( آن را خلق کند یا تغییر دهد )
  • نامطلوبیت( نامساعد بودن، زمختی و آزاردهندگی )

از تقاطع این دو محور ماتریسی با چهار خانه به وجود می آید که با توجه به نگرش استراتژیست در باره دو مولفه فوق، امکان انتخاب مدل تحلیلی مناسب برای او حاصل می گردد. این ماتریس چهارچوب های تحلیل استراتژیک را به چهار نوع سنتی (Classic)، قابل انطباق(Adaptive)، شکل پذیر (Shaping)، بلند پروازانه (Visionary) تقسیم می کند. که هریک از چهارچوب های قدیمی و جدید تحلیل استراتژیک در یکی از این وضعیت ها قرار می گیرد.

  

۱-حیطه سنتی (وضعیت محیط را می توانم پیش بینی کنم، اما نمی توانم آن را تغییر دهم):

استراتژیست هایی که چهارچوب های سنتی را برای تحلیل استراتژیک انتخاب می کنند، اعتقاد دارند که محیط کسب و کار پیش بینی پذیر، مبانی رقابت ثابت و مزیتی که سازمان ایجاد می کند پایدار است. اما سازمان از هیچ قابلیتی برای اثر گذاری بر محیط برخوردار نیست حال سازمان باید جایگاه بهینه خود را در این فضا ایجاد و تثبیت نماید. بر اساس اینگونه از تحلیل ها سازمان باید ابتدا محیط رقابتی خود را شناسائی کند و سپس قابلیت  های استراتژیکی را برای خود ایجاد نماید که در این محیط بتواند به سهم بیشتری از بازار دست بیابد. استراتژی هایی که با این رویکرد توسعه می باید معمولا درازمدت و پایدار هستند و سازمان بر روی جاری سازی آنها تمرکز زیاد خواهد داشت. چهارچوب های کلاسیک ار حیث تعداد، قدمت، شهرت و میزان استفاده نسبت به چهارچوب های دیگر برتری دارد.

۲-حیطه انطباق پذیری ( وضعیت محیط را نمی توانم پیش بینی کنم و نمی توانم آن را تغییر دهم ):

مدیران وقتی از چهارچوب های انتطباق پذیر استفاده می کنند که نگرش آنان نسبت به محیط آنگونه است که نه آن را می توان پیش بینی کرد و نه آن را تغییر داد. وقتی مزیت های رقابتی سازمان به صورت کوتاه مدت اثر می کند و پیش بینی آینده محیط نیز سخت است، روش عاقلانه برای سازمان ها آن است که از استراتژی هایی تبعیت کنند که خود را به سرعت با وضعیت محیط منطبق کند و از قابلیت تغییر بالایی برخوردار باشد. بر مبنای این نگرش، یادگیری سازمانی باید بسیار تقویت گردد و سازمان یادگیرنده بتواند به سرعت خود را با ویژگی های جدید تطبیق دهد. در این حالت مزیت های رقابتی بسیار ناپایدار و وضعیت محیطی متلاطم و آشفته است. این نگرش بر سه پایه استوار خواهد بود: رویکردها را باید به سرعت تغییر داد، گسترده متنوعی از استراتژی ها را برای امتحان کردن در نظر گرفت و مزیت های سازمان باید به صورت تکرار پذیر و دوره ای (Iterative) مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.

۳-حیطه بلند پروازانه( وضعیت محیط را می توانم پیش بینی کنم و نیز می توان آن را تغییر دهم ):

رهبرانی که از این سبک از تحلیل استراتژیک استفاده می کنند، اعتقاد دارند با انجام رویکردهایشان از توان تاثیر گذاری بالایی بر محیط و تغییر آن برخوردارند. آنها چشم اندازی روشن برای تغییر محیط را درفراروی دیدگاه خود می بینند. آنها معمولا اولین نوع از محصول را به بازار عرضه می کنند و رویکردهای آنها مبتنی  بر روش های خلاقانه است. البته ممکن است همین محیط برای دیگران کاملا غیر قابل پیش بینی و تاثیر گذاری به نظر برسد اما آنها قابلیت خلق بازار جدید برای سازمان خود را احساس می کنند. رویکرد استراتژیک در این حالت مبتنی بر خلق محیط جدید به جای منطبق نمودن سازمان خود با آن است که این دیدگاه با چهارچوب های سنتی در تعارض و تقابل کامل است.

۴-حیطه شکل پذیر( وضعیت محیط را نمی توانم پیش بینی کنم اما می توانم آن را تغییر دهم):

وقتی که وضعیت محیط غیر قابل پیش بینی اما شکل پذیر است، وضعیت بسیار مناسبی برای ایجاد محیط کسب و کار جدید فراهم خواهد بود. البته این شکل دهی باید ابتدا به ساکن توسط سازمان انجام گردد و تبعیت از قوانین بازار شکل داده شده  با این رویکرد امکان پذیر نیست. در این وضعیت سازمان باید قابلیت های همکاری مشترک با دیگر بنگاه ها را در خود ایجاد نماید. چون این شکل دهی دامنه ای بسیار گسترده تر از بازار و در سطح اکوسیستم کسب و کار را شامل می شود و ریسک پذیری انجام آن باید میان بنگاه  های متعدد تقسیم گردد. رهبرانی که اینگونه از راهبردها را دنبال می کنند باید از قدرت بالای به اشتراک گذاری اهداف بین بنگاه های مختلف با ارزش ها و رویکردهای متفاوت برخوردار باشند. بنیاد استراتژی های شکل پذیر با استراتژی هایی رویایی، شکل پذیر و سنتی کاملا متفاوت است.

۵-حیطه بازآفرینی ( فضاسی کسب و کار بسیار بغرنج و نامساعد ):

کاربرد چهارچوب های استراتژیک مبتنی بر بازآفرینی، زمانی است که سازمان ناگذیر است تمهیداتی را برای استمرار بقا و رقابت در شرایط بسیار دشوار و آزاردهنده کسب و کار بیاندیشد. در این وضعیت موانع و هزینه های خروج از صنعت برای بنگاه کسب و کار بسیار سنگین است و مدیران سازمان باید بتوانند این هزینه ها و ریسک ها را با توجه به منافع سهامدارانشان به حداقل کاهش دهند. وضعیت نامساعد اینچنینی ممکن است در اثر بروز یک شوک محیطی به صنعت یا بحران داخلی ایجاد شده و رویکردهای استراتژیک، ارزش پیشنهادی و مدل کسب و کار سازمان را در تقابل با وضعیت محیطی و نیازمندی های آن قرار داده باشد. این وضعیت نشان می دهد که ادامه کسب و کار با روش فعلی نمی تواند پایدار بماند و چهارچوب استراتژیکی مورد نیاز است که بتواند ضمن بیرون آوردن بنگاه از این وضعیت شانس دیگری را برای ادامه تلاش سازمان فراهم آورد. اینگونه از تحلیل ها و رویکردهای استراتژیک مبتنی بر بررسی دقیق و سریع وضعیت محیطی، تلاش برای کاهش هزینه های سازمان و کوچک و چابک سازی آن و بازنگری در تخصیص منابع خواهد بود. بحران های اقتصادی اخیر، کاربرد استراتژی های مبتنی بر بازآفرینی را افزایش داده است.

 

 این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

گونه شناسی انتخاب استراتژیک

در جدول زیر چهارچوب های مطرح تحلیل استراتژیک به همراه زمان پیدایش و رویکرد هر یک با توجه به مولفه های فوق لیست گردیده است:

منبع : Your Strategy needs Strategy , Boston Consulting Group

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

مشاوره مدیریت استراتژیک

درخواست خدمات مشاوره

 

استفاده از مطالب فوق با ذکر منبع مجاز است

برای دریافت اطلاعات بیشر و مشاوره تحلیل استراتژیک با ایمیل [email protected] تماس حاصل فرمایید.

به اشتراک بگذارید:

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail