استراتژی، مدیریت استراتژیک، تحلیل استراتژیک، استراتژی های نوظهور، مزیت های رقابتی، مزیت های رقابتی نوظهور، انطباق پذیری سازمانی، تحلیل محیطی حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک، مدرس مدیریت استراتژیک

سیستم های انطباق پذیر

“رقبای ما سهم بازار را با فروش محصولات خود  افزایش نداده اند بلکه آن را با طرح ریزی یک اکوسیستم به دست آورده اند” این دیدگاه استفن الوپ، مدیر عامل نوکیا واقعیت مهمی از شیوه ظهور و موفقیت چشم گیر گوشی های هوشمند اپل و  سیستم اندروید گوگل را تشریح می کند.

بر اساس باورهای سنتی در تحلیل استراتژیک، این تغییر عظیم و سریع در پیشی گرفتن اپل و گوشی های تلفن مبتنی بر سیستم عامل اندروید نباید رخ می¬داد زیرا در گذشته بسیار نزدیک، نوکیا دارای سه مزیت چشمگیر اولین بودن، رهبری سهم بازار و  هزینه¬ تمام شده بسیار پایین بود که امکانات رقابتی ارزشمندی را برای آن شرکت فراهم می کرد. اگر مزیت بهره مندی از منحنی یادگیری حالا هم به عنوان محرک اصلی موفقیت اهمیت داشت، شرکت نوکیا باید هنوز هم در حال تحکم بر بازار تلفن هوشمند می بود. زیرا رقبای نوظهور او بسیار دیرتر از او وارد این بازار شدند اما گونه متفاوتی از رقابت که ما آن را مزیت سیستمی می نامیم، زمین و قواید بازی را تغییر دارد.

ساده باورانه است که فکر کنیم کمپانی اپل نوکیا را شکست داد بلکه آن شرکت بخت برگشته با یک سیستم متشکل از دویست تأمین کننده، شرکت¬های متعدد تلکام چندگانه، توسعه دهندگان بی شمار برنامه های کاربردی (APPs) مواجه گردید که همه آنها به صورت غیر مستقیم برای حمایت از آیفون ایجاد شده اند!.

سیستم عامل اندرویدِ گوگل نیز طیف وسیعی از شرکای سخت افزاری و توسعه دهندگان برنامه های کاربردی را به صورت غیر مستقیم به کار گرفته است که توانایی تجمیع این دارایی ها و قابلیت های عظیم متعلق به افراد و شرکت های مختلف، به آپل و گوگل اجازه می دهند تا منحنی تجربه نوکیا را به چشم برهم زدنی پشت سر بگذارند و در زمانی کوتاه رهبری و سهم بالای بازار را در دست گیرند. به راستی این مزیت های خاص کارخانه اپل نبود که نوکیا را شکست داد بلکه اکوسیستم شکل گرفته از هزاران شرکت و فرد که هریک برای سود خود می کوشند اما به صورت غیر مستقیم موجب فروش محصولات اپل می شوند، بود که رمق را از نوکیا گرفت!

تجربه نوکیا، حاوی سه درس آموخته ارزشمند برای مدیران و تحلیل گران استراتژیک در شرکت ها است. نخست آنکه باید بدانیم که  در زمان حاضر تغییرات در الگوهای رقابتی بسیار شدید است و شیوه های سنتی رقابت رو به نابودی است دیگر آنکه با افزونی دگرگونی های بازار و فناوری ها، اکنون مزیت های مهم قبلی مانند مزیت رهبری سهم بازار و اندازه شرکت بسیار ناپایدار و کم تاثیر شده اند و این دو نمی توانند چندان از موقعیت رقابتی بنگاه حفاطت نمایند. اکنون ارزش مزیت رقابتی انطباق با محیط افزایش یافته است و شرکتی موفق خواهد بود که بتواند در کمترین زمان خود را با دگرگونی های بازار تطبیق دهد. سوم آنکه طرح ریزی یک اکوسیستم چندعاملی متشکل از شرکت ها و افراد با ارزش افرینی های متنوع می تواند به عنوان مؤثرترین عامل برای ایجاد مزیت انطباق پذیری مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به داستان شکست نوکیا بهتر می فهمیم که به چه دلیل امروز شرکت ها به طور فزاینده ای خود را به عنوان بخشی از گروه های سازمان یافته متشکل از فعالان یا شرکا سازماندهی می کنند و بیش از تکیه بر مزیت های داخلی بر مزیت های همکاری مبتنی بر مشارکت ها تاکید می ورزند.

ویژگی های سیستم های انطباق پذیر:

یک سیستم کسب و کار انطباق پذیر متشکل از شرکت ها و افراد متعدد و متنوعی است که همگی پیرامون خلق یک ارزش مشترک برای بخش واحدی از مشتریان با یکدیگر تعامل کاری دارند. هر یک از این اجزا کسب و کار خود را انجام می دهند و از نظر حقوقی کاملا مستقل و مجزا هستند اما تلاش آنها برای توسعه کسب و کار و بازار خود، موجب هم افزایی برای رشد سودآوری برای دیگر اجزا نیز می شود. مثلا تهیه کنندگان نرم افزارهای کاربردی مربوط به گوشی های هوشمند، هریک برای فروش نرم افزارهای خود فعالیت می کنند اما برایند مساعی آنها، موجب فروش بیشتر برای گوشی های اپل می گردد انواع مختلف سیستم های چند شرکتی انطباق پذیر عبارتند از:

  • سیستم های تولید که توسط یک فعال اصلی هماهنگ می شود و قابلیت های متنوعی را جمع می‌کند، از قبیل اکوسیستم های آی‌پد و آی تیونز
  • جوامع تولید مشارکتی مانند لینوکس و ویکی‌پدیا
  •  شبکه های نوآوری مانند اکوسیسم گسترده ی پراکتر و گمبل
  • زیرساخت های بازار مشترک از قبیل ای بی، گوگل ادسنس و یا فروشگاه مجازی اپلیکیشن‌های آیفون

اگرچه صنعت فناوری اطلاعات زمینه ی مناسبی را برای ایجاد سیستم های کسب و کار فراهم کرده است، اما رویکرد اینگونه سیستم ها تنها محدود به دنیای دیجیتال نیست. زنجیره های تأمین مشارکتی از قبیل هرم های تأمین در شرکت تویوتا با مکانیسم های بازخورد کانبان و کایزن هم نمونه های دیگری از سیستم های انطباق پذیرند.

در چه شرایطی سیستم های انطباق پذیر به کار می آیند؟

رویکردهای سنتی برای تغییر متناسب با دگرگونی های بازار اگر بخواهد که به تنهایی توسط یک شرکت انجام شود، به شدت کند یا بیش از حد مخاطره آمیز خواهد بود و طبیعتا برای مواجهه با ویژگی های دشوار تر محیطی، نیاز به هم افزایی چندین شرکتی در قالب سیستم های انطباق پذیر وجود خواهد داشت، ویژگی های محیط های پیچیده که برای ایجاد انطباق پذیری با آنها اینگونه از مزیت ها لازم اند عبارتند از:

  •  زمانی که محصول بسیار پیچیده باشد و برای فایق آمدن بر دشواری های تولید و عرضه آن، به طیف وسیعی از منابع و قابلیت ها نیاز داشته باشیم
  • زمانی که ناپایداری های محیطی از جمله رفتار تقاضا و رقابت زیاد است و ریسک این فضا باید بین تعداد بیشتری از بنگاه ها تقسیم گردد
  • در موقعیت های سریع تغییر تکنولوژی و دگرگونی ها در تقاضای مشتریان که نیاز به نوآوری بسیار سریعی وجود دارد که از عهده یک بنگاه خارج است

طبیعتا مدیریت یک سیستم انطباق پذیر با اداره کردن یک شرکت واحد بسیار متفاوت است. سیستم های انطباق پذیر پیچیده ترند، کنترل کمی بر عملکرد مستقل اجزای آن وجود دارد و دامنه ی وسیع تری از امیال و انگیزه ها در بنگاه های موجود در آن وجود دارد دارد که برخی از آن‌ها حتا با یکدیگر در تعارض اند. در نتیجه معمولا مجموعه ی دستورالعمل‌های راهنما برای هدایت یک اکوسیستم انطباق پذیر بسیار کم است. در حقیقت هنر تشکیل اکوسیستم های انطباق پذیر در ایجاد مکانیزم خودکاری است که در آن تلاش هر یک از اجزا برای بیشینه سازی منفعت خود- بدون نیاز به پروتکول ها و هماهنگی های زیاد – منجر به منفعت افزایی برای کل اکوسیستم می گردد.

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

تحلیل استراتژیک انطباق پذیری سازمانی

 

 رویکردهای لازم و مناسب برای ایجاد سیستم های انطباق پذیر:

  •  استاندارد سازی زیرساخت های مشترک مورد استفاده در اکوسیستم موجب هم افزایی بیشتر میان اجزا، افزایش تعداد تعاملات و کاهش هزینه ها می شود. مثلا استاندارد بودن سایز کانتینر ها از ابتدا تا کنون موجب شده است هزینه ها و پیچیدگی های حمل و نقل کلان میان کشورهای مختلف به شدت کاهش بیابد
  • باید تمهیدات موثری برای ایجاد اعتماد میان اجزا اجرا شود تا آنها نسبت به پایداری کسب و کار خود در سیستم انطباق پذیر اطمینان بیابند. یکی از تجربیات موفق اعتماد سازی، در کسب و کار فروش واسطه گری آنلاین Ebay بوده است که با ایجاد امکان بارگزاری عکس و مکانیزم رتبه بندی شفاف فروشندگان انجام گردیده است
  • موانع ورود به اکوسیستم را در سطح حداقلی تنظیم نمایید و پاداش های مؤثر جهت برانگیختن مشارکت در سیستم را پیش بینی نمایید. در طرح ریزی اولیه اکوسیستم، تحلیل نحوه ایجاد منفعت برای هر یک از اعضا وجود دارد و از آنجا که ایجاد منفعت برای هریک منوط به عملکرد دیگری نیز هست، توازن میان مکانیزم های ایجاد منفعت از اهمیت زیادی برخوردار خواهد بود
  • سیستم های انطباق پذیر تنها در صورتی تشکیل می شوند و به شیوه پایدار تداوم می یابند که فرصت هایی ارزشمند را برای همه اعضای حاضر و بالقوه ارائه دهند و  هزینه ها و فواید این مشارکت باید مدیریت گردد
  •  هرچه باید تعاملات ارزش آفرین مانند اشاعه یادگیری های جمعی در داخل اکوسیستم بیشتر تقویت شود، لازم است مکانیزم هایی برای حفاظت از اکوسیستم در برابر رقبای خارجی آن اندیشیده شود به گونه ای که منفعت حاضران تنها در کسب و کار داخل سیستم تعریف گردد و نه در خارج از آن
  • حفظ فراوانی: لازم است برای فعالیت های حساس و کلیدی در اکوسیستم، شرکت های مختلف و به تعداد قابل قبول وجود داشته باشد تا در صورت خارج شدن یک عضو از آن، کل سیستم در معرض ریسک پذیری بالا قرار نگیرد و عملکرد کلی سیستم تحت تاثیر خروج یک عضو تضعیف نگردد
  • تنوع را در سیستم امکان‌پذیر کنید: سیستم ها باید دارای مجموعه ی متنوعی از اعضا با قابلیت ها و مزیت های مختلف باشند تا امکان نوآوری باز و حداکثری برای کل اکوسیستم فراهم گردد
  •  انعطاف پذیری را در سیستم ایجاد کنید: وجود تعاملات مستمر و به یک شکل و مبتنی بر اعتماد در اکوسیستم اگرچه ضروری است اما ممکن است در اثر مرور زمان نوعی از تصلب میان روابط را در اکوسیستم ایجاد نماید که منجر به ناتوانی کل اکوسیستم در مواجهه با تغییرات محیطی شود. از این رو رهبر اکوسیستم باید تمهیدات موثری را برای حفظ مزیت های انعطاف پذیری داخل آن ایجاد نماید.
  • از وجود مکانیزم های بازخورد کارامد اطمینان حاصل نمایید: برای حفظ سازگاری سیستم، اعضا باید قادر باشند به طور مداوم تغییرات داخلی و خارجی را شناسایی کرده و به آنها پاسخ دهند. وال‌مارت چنین بازخوردی را با به اشتراک گذاری آنی داده های تحلیلی اش با تأمین کنندگان ایجاد کرده که می‌تواند به واکنش سریع و موثر آنها در مواجهه با تغییرات محیطی و تنظیم مناسب فرایندهای توزیع و ذخیره محصول منجر شود

حرکت در جهت ایجاد سیستم انطباق پذیر:

وقتی که محیط کسب و کار شما بسیار پر تلاطم و دگرگون است، سطح پیچیدگی محصولات به شدت افزایش یافته است، مزیت های داخلی شما قابلیت کافی برای نوآوری را ندارد، شدت فضای رقابتی به صورت مداوم بیشتر می شود و تکنولوژی موثر بر تولید محصول شما مدام تغییر می کند، احتمالا باید با پاسخ گویی به سوالات زیر، استراتژی تشکیل یک سیستم انطباق پذیر کسب و کار را مد نظر قرار دهید:

  • چگونه یک سیستم انطباق پذیر در کسب و کار ما می تواند تحول و منفعت ایجاد کند؟
  • برای ایجاد اکوسیستم با چه کسانی باید مشارکت کنیم و چگونه با ایجاد منفعت آنها را ترغیب نماییم؟
  • چه زیرساخت مشترکی اجزای مستقل اکوسیستم را به هم مربوط می سازد و این زیرساخت چگونه باید ایجاد گردد؟
  • چه مولفه هایی از سیستم باید استاندارد و کنترل شود؟
  • برای اطمینان از وجود نوآوری و خلاقیت مداوم در سیستم، چه مولفه هایی از آن باید انعطاف پذیر طراحی گردد؟
  • برای تداوم ارزش آفرینی از سیستم انطباق پذیر و محافظت از آن چه تعاملات و روابطی را باید کنترل کنیم؟
  • برای تضمین و حفظ ظرفیت سازگاری با تغییرات محیط به چه ساز و کارهایی نیاز داریم؟

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

تحلیل انعطاف پذیری سازمانی

منبع:

System Advantage, Martin Revees, Boston Cunsulting Group