شایستگی های فراموش شده

حسین نوریان- دکترای حرفه ای مدیریت کسب و کار

روزنامه دنیای اقتصاد، نهم مهرماه ۱۳۹۶

شاید یکی از مهم ترین نارسائی ها در محیط کسب و کار کشورمان ناتوانی افراد در رهبری سازمانی و مدیریت یک بنگاه اقتصادی باشد که در کنار مولفه های دیگرِ فضای نامطلوب کسب و کار، موجب ایجاد سوء مدیریت و بالتبع آن نابهره وری عملیاتی شرکت ها و موسسات می شود. جوانان پس از فارغ التحصیلی، خود را دربرابر فضای بی رحم کسب و کار می بینند که از توان مواجه کمی با آن بر خوردارند، نه ریسک ها و ناپایداری ها و عدم قطعیت هایش را می شناسند و نه راه و روش ایجاد تعاملات منفعت زا در آن را می دانند، ناگزیر خود را محکوم به استخدام در شرکتی یا ارگانی می یابند و در این میان نه آنها و نه جامعه نمی تواند از ارزش زایی کارافرینی اجتماعی برخوردار گردد. اکنون دوره های آموزشی مدیریتی در حوزه های گوناگون مانند استراتژی، بازاریابی، کارافرینی و مانند آن شکل گرفته است که بی شک مفید و تاثیر گذار است اما نکته این است که بسیاری از شایستگی های لازم برای مواجهه با فضای کسب و کار، ریشه در دوران کودکی و نوجوانی دارند و باید در قالب استعدادهای فردی نهادینه و بسیار تمرین شده باشد. اگر نگوییم عمده رویکردهای آموزشی ما با ایجاد شایستگی های مورد نیاز در کسب و کار در تضاد است، با اطمینان می توان گفت سهم قابل توجهی از این دو با یکدیگر همسو نیستند و به بسیاری از استعدادها و توانمندی های مورد نیاز عملا توجهی نمی شود. یکی از مهم ترین ضعف های جوانان در کارافرینی، ناتوانی آنها در ریسک پذیری است. متاسفانه در نظام آموزشی ما ریسک با خطر یکسان پنداشته می شود و طبیعتا راهکاری که برای مواجه با آن پیشنهاد می شود معطوف به اجتناب خواهد بود. در حالی که عمده منفعت کسب و کارهای نو در بهره گیری از فرصت های آتی بازار و شکل دهی آن با ارائه خدمات و محصولات جدید است که همگی نیازمند پذیرش میزان قابل قبولی از ریسک ها خواهد بود. دانش آموزان باید در مدرسه بیاموزند که چگونه می توان آستانه ریسک پذیری یک تصمیم را تعیین نمود و در تعادل میان کسب منفعت و مواجهه با مخاطرات نقطه مطلوب را یافت. حرفه معلمی از جمله مشاغلی است که کمترین مواجهه را با تغییرات فضای کسب و کار و ناپایداری های آن دارد از اینرو معلمان خود نیز با این مفاهیم بیگانه اند و شاید در ابتدا باید آگاهی و توانمندی های آنها را در این حوزه ها گسترش داد. دومین شایستگی که جوانان برای ایجاد یک کسب و کار جدید یا فعالیت اثر بخش در سازمان های موجود به آن نیازمندند توانایی کار و رهبری گروهی است زیرا شکل دهی یک کسب و کار یا هم افزائی برای رونق آن، نیازمند تشریک مساعی میان افراد است و متاسفانه رویکرد تمرین و تکرارهای آموزشی در مدارس کشور به شدت فردی است. هر دانش آموز باید به تنهائی بیاموزد و معیارهای شکست و موفقیت نهایی که با آزمون های درسی سنجیده می شود کاملا فردی است. پس محصلان مفاهیم بسیاری مهمی مانند روش به اشتراک گذاری ایده ها و اهداف در یک گروه را نمی آموزند و نمی دانند که چگونه می توان از قابلیت های متفاوت چند نفر برای دستیابی به هدف واحدی استفاده نمود. آنها یاد نمی گیرند که چگونه باید تضاد میان منافع فردی در یک تیم مدیریت شود و تمرین نمی کنند که چطور باید تعارضات میان افراد را تبدیل به همکاری بین آنها نمود. آنها از اعتماد به نفس لازم برای ایفای نقش در موقعیت رهبری یک تیم برخوردار نمی گردند و عزت نفس لازم برای نقش آفرینی به عنوان یک عضو نیز در ایشان شکل نمی گیرد که در مواجهه با فضای دشوار کسب و کار این ناتوانی ها موجب سرخوردگی افراد و نیز مرگ زودهنگام هزاران ایده ناب و منفعت زا می گردد. ویژگی بسیار بارز در فضای کسب و کار که برنامه آموزشی ما با آن بسیار بیگانه است نیازمندی به نوآوری و خلاقیت در تمامی حوزه ها است. تحلیل های کسب و کار نشان می دهد امروزه به دلیل اشباع اغلب بازارها، نه فروش در بازار موجود منفعت زا است و نه بکارگیری روش های متداول می تواند تمایزات کیفی و قیمتی قابل توجهی را برای محصولات و خدمات ایجاد نماید و همانقدر که بازارها نسبت به محصولات و خدمات فعلی بی تمایل هستند، تشنه پیشنهادات ارزشمند نهفته در طرح های نوآورانه خواهند بود. می توان به جرات گفت که مفوم نوآری در ذات کارافرینی نهفته است و خلاقیت باید در تمامی جنبه های کسب و کار مانند محصولات و روش ها و برند سازی و بازاریابی و فروش و مانند آن نه یک بار و بلکه به صورت فرایندی مستمر بکار گرفته شود که متاسفانه در برنامه های آموزشی ما تمرین و تکرار و شبیه سازی نمی شود. پس ناخوداگاهِ جوانان در تعامل با محیط پیرامونی شان معطوف به فهم روال و قواید موجود و تلاش برای تبعیت محض از آن خواهد بود که ناتوانی آنها را در فهم حوزه های قابل تغییر رقم می زند. این واقعیات موجب می شود که مهم ترین منبع انگیزه و انرژی مولد در جامعه در چنبره رقابت گرفتار آید و راه برون رفت از آن را نداند. بدون شک توجه و سرمایه گذاری برای توسعه این شایستگی ها از سنین کودکی و نوجوانی و نهادینه سازی آنها در ناخوداگاه دانش آموزان بازگشت پر منفعتی را برای اقتصاد اجتماعی به همراه خواهد داشت.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع مجاز است

شما ممکن است این را هم بپسندید