مدیریت ریسک شهری

حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد اصفهان، ۹۶/۹/۷

همواره مواجهه با بلاها و فجایع طبیعی و اجتماعی یکی از واقعیات زندگی بشر در طول تاریخ بوده که گریزی از مواجهه با آن نیز متصور نیست. اما تغییرات اقلیمی به وجود آمده در اثر نامهربانی انسان ها در تعامل با محیط زیست پیرامونی شان ضریب تکرار و شدت حوادث را افزایش داده است و در زمان حاضر با گسترش شهرنشینی، خطرات ناشی از این بحران ها به مراتب بیشتر از گذشته شده است به گونه ای که بر مبنای براورد بانک جهانی در سال ۲۰۵۰ بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون نفر در معرض مخاطرات ناشی از زلزله در جوامع شهری خواهند بود. تراکم بسیار زیاد جمعیت در نقاطی کوچک از یک سو و وابستگی بسیار زیاد زیست شهری به زیرساخت های آن، مخاطرات رویارویی با فجایع و بحران های طبیعی و اجتماعی را به شدت بالا برده است. متاسفانه ریسک پذیری این بلایا در حوزه های حاشیه ای شهرها به مراتب بیشتر است زیرا ناپایداری و بی کیفیتی زیرساخت ها در بافت فرسوده حاشیه ای وخامت حوادث را افزایش می دهد، تراکم بیشتر جمعیت موجب ازدیاد ضریب نفوذ مخاطره می گردد و ناتوانی در دسترسی اورژانس به خدمات لازم پس از وقوع حوادث، مخاطرات جدیدی را ایجاد می کند. راهبردگذران مدیریت شهری بر این باورند که هزینه انفعال و بی عملی در مواجه پیش فعال با این وقایع به مراتب بیشتر از سرمایه گذاری سودمند برای مدیریت آنها خواهد بود. زیرا فارغ از هزینه زیاد این فجایع در آسیب به زیرساخت ها و امکانات عمومی و فردی، تاثیر این بلایا تا مدت زیاد به صورت معضلات و آسیب های اجتماعی و فرهنگی دامنگیر جوامع شهری خواهد بود. از این رو بدون شک مدیریت مخاطرات یکی از وظایف مهم حاکمیت شهری است که البته متاسفانه به دلیل معطوف به آینده بودن آن، معمولا در حاشیه فعالیت های روزمره مدیریتی قرار می گیرد. بر مبنای یک پژوهش میدانی، اولویت نبخشیدن به برنامه ریزی پیشگیرانه، سازماندهی نامناسب در ساختار حاکمیت شهری، فراهم نبودن برنامه مواجهه با مخاطرات و نارسائی در یادگیری از وقایع گذشته با مستند سازی، تحلیل و به اشتراک گذاری آن ها، از مهم ترین عوامل نارسائی مدیریت بحران های طبیعی در کلان شهرها بوده اند.

قابلیت های شهری لازم برای پایداری بعد از بحران ها:

برای مدیریت موثر مواجهه با بحران های آتی باید قابلیت های پایداری در حوزه شهری ایجاد و محافظت گردد. این قابلیت ها باید به صورت ذاتی در فرهنگ مدیریت شهری نهادینه گردد و میزان کارائی و اثربخشی آنها به صورت مستمر اندازه گیری گردد. زیرا این قابلیت ها ممکن است در یک دوره زمانی در بوته آزمایش واقعی قرار نگیرند و از این رو در طول زمان دستخوش فراموشی شوند برخی از این قابلیت های مدیریتی عبارتند از:

انعطاف پذیری شهری:

امکان انجام سریع طیف گسترده ای از فعالیت ها پس از بحران که شامل انعطاف پذیری در تصمیم گیری سریع و سازماندهی چابک می شود. طبیعتا سازماندهی توزیع شده و غیر متمرکز یکی از ضرورت های انعطاف پذیری شهری است تا در صورتی که یک حوزه آسیب دیده باشد، حوزه های دیگر بتوانند مستقلا عمل نمایند، الزام دیگر انعطاف پذیری، پیش بینی راه حل های متعدد و متنوع برای مواجهه سریع با یک مشکل است تا امکان مانور بر روی گزینه های مختلف فراهم باشد.

امکان هم افزایی:

فراهم بودن امکانات خدمت رسانی جایگزین در زمانی که زیرساخت های سرویس دهی در حوزه ای از دست خارج می شود که مستلزم در نظر گرفتن گزینه های موازی و پیش بینی استفاده های غیر معمول از منابع شهری در موقعیت بحران است در این حالت برای هر یک از منابع مهم شهری باید منبع موازی یاری رسان و شیوه دستیابی سریع به آن مشخص گردیده باشد

امکان کاهش فوری پیامدهای بعدی:

قابلیت جلوگیری از بروز مخاطرات بعدی در اثر بروز بحران، مثلا پیش بینی شیوه پیش گیری سریع از بروز بیماری فراگیر پس از وقوع بحران زلزله که مستلزم تحلیل های دقیق برنامه ریزی بر مبنای سناریو خواهد بود

منابع ذخیره و قابلیت بسیج سریع:

در نظر گرفتن ذخیره احتیاطی برای منابع ضروری و فوری و پیش بینی راه حل های متنوع بسیج برای توزیع این منابع در مواقع بحرانی در شهر

مسئولیت پذیری و سرعت تصمیم گیری:

آگاهی مسئولین پست های کلیدی از حیطه مسئولیت و اختیارات خود در زمان بحران و ویژگی های سازماندهی موقت در زمان بحران شامل سلسله مراتب تصمیم گیری و پاسخگوئی

یادگیری:

مهم ترین قابلیت برای مواجه با بحران امکان یادگیری از وقایع گذشته است. در مکانیزم مدیریت شهری باید نظام مدیریت دانشی مستقر گردد که نه تنها مدیران کلیدی شهری بلکه حتا شهروندان بتوانند درس آموخته های خود را از مدیریت بحران های قبلی تحلیل و به اشتراک گذاری کنند. سیستم مدیریتی شهری باید از قابلیت تبدیل این درس آموخته ها به دانش ضمنی شده در بدنه مدیریتی برخوردار باشد.
سیستم اطلاع رسانی: مهم ترین عامل برای کاهش شدت اثر مخاطرات اطلاع رسانی دقیق و موثر در هنگام بروز وقایع است. شهر باید از یک سیستم اطلاع رسانی منعطف و با دوام برای آگاهی بخشی به شهروندان در مواقع بحرانی برخوردار باشد

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

مدیریت ریسک سازمانی، اهداف و ضرورت ها

ارزیابی ریسک بحران ها:

بحران های شهری به لحاظ احتمال وقوع و شدت اثر آنها، از درجه اولویت یکسان برخوردار نیستند پس برای برنامه ریزی دقیق تامین قابلیت های لازم، باید ریسک پذیری هر یک از آنها به لحاظ شدت اثر و احتمال وقوع براورد و استراتژی های واکنشی متناسب با هر یک برنامه ریزی گردد. تحلیل گران مخاطرات شهری باید نحوه اثر گذاری بحران را بر هر یک از موقعیت های شهری و ذینفعان مختلف به تفکیک بررسی نموده و دامنه تاثیر گذاری مخاطره و ریسک های متعاقب بعدی محتمل را نیز شناسائی و تحلیل نمایند.

برنامه ریزی برای مواجهه با بحران ها:

برمبنای نتایج تحلیل مخاطرات، برنامه ریزی دقیق مواجهه با بحران های پیش رو بر مبنای میزان وخامت و احتمال وقوع آنها انجام خواهد شد. برنامه های مواجهه ای شامل دو بخش ایجاد قابلیت های شهری برای مواجهه با بحران و برنامه های واکنشی در هنگام مخاطره خواهند بود. طبیعتا برنامه ریزی ایجاد قابلیت ها از اولویت بالاتری برخوردار است زیرا برنامه ریزی واکنشی در صورتی اثربخش است که قابلیت های شهری لازم برای زمان مواجهه فراهم شده باشد. کارائی قابلیت های شهری ذکر شده باید به صورت مستمر مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار گیرد. نکته دیگری که معمولا در برنامه ریزی مواجهه با بحران های شهری فراموش می شود، اولویت آگاهی رسانی همگانی است. بی شک در مواقع بحرانی تمامی شهروندان درگیر مواجهه با بحران خواهند بود و نظم شهری دستخوش تلاطم می گردد. در این شرایط ضمن آنکه به یاری تک تک شهروندان نیاز است ناآشنایی آنها با شیوه مواجهه درست می تواند وخامت اوضاع را تشدید نماید. پس برنامه ریزی مواجهه با بحران باید به شیوه بسیار اثربخش در فرهنگ عمومی شهروندی نهادینه گردد و از آنجا که برنامه های مواجهه ای هر شهر بر مبنای قابلیت ها و سازماندهی خاص خود، طرح ریزی شده است پس اطلاع رسانی های عمومی کشوری کفایت نخواهد داشت و باید جزییات نحوه رویارویی شهروندان با بحران ها بر بستر سیستم اطلاع رسانی شهری مداوما آگاهی رسانی شود.

شما ممکن است این را هم بپسندید