مدیریت ریسک اکوسیستم کسب و کار

تحلیل ریسک اکوسیستم های کسب و کار
روشی کارامد برای کاهش ریسک سرمایه گذاری

حسین نوریان- مشاور مدیریت ریسک سازمانی

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد اصفهان، چهارشنبه اول بهمن ماه ۱۳۹۶

سهامداران، مشتریان، مدیران، کارکنان، رقبا، بخش های مختلف جامعه و مانند آن، ذینفعان اصلی یک بنگاه اقتصادی به شمار می روند و اغلب شرکت ها، ارزش آفرینی پایدار برای ذینفعانشان را به عنوان ماموریت اصلی سازمان خود بیان می کنند. برای هر بنگاه اقتصادی دو ابزارِخلق ارزش وجود دارد که یکی قابلیت ها و مزیت های رقابتی پایدار درونی است و دیگری فرصت های محیطی که استراتژی های کلان سازمان برپایه این دو شکل می گیرد اما دشواری تحلیل و تدوین راهبردها در زمان حاضر آن است که دگرگونی های صنعت و بازاراهای مختلف و پیش بینی ناپذیر شدن تاثیرات آنها، هر دو این مولفه ها را با عدم قطعیت های فراوانی روبه رو کرده است و امروزه بیش از هر زمان دیگر، میزان کارائی و اثربخشی قابلیت های درونی و پایداری فرصت های محیطی و امکان بهره برداری سودمند از آنها در معرض ابهام و به عبارت دیگر ریسک پذیری قرار دارد. در چنین وضعیتی هنر یک استراتژیست به آن است که با تحلیل این عدم قطعیت ها، تعادل سودمند و پایداری را میان محافظت از ارزش های فعلی ایجاد شده برای ذینفعان و نیز بهره گیری از فرصت های آتی بازار برای ارزش آفرینی های جدید ایجاد نماید. به عبارت دیگر تغییرات محیطی همزمان منشا فرصت ها و تهدیدهای مختلف برای سازمان است و فایده مدیریت ریسک اثربخش در آن است که در درجه اول بتواند از دستاوردها و ارزش های فعلی در برابر تاثیر گذاری تهدیدها محافظت کند و در گام بعدی از دگرگونی های محیطی برای ارزش آفرینی های جدید و پربازده استفاده نماید.

تحلیل ریسک در اکوسیستم های کسب و کار

محیط کسب و کار متشکل از اکوسیستم های کاری مختلف است و با این مقدمه اگر از زاویه دید بازتری به بنگاه های اقتصادی نگاه کنیم، اغلب آنها نه به صورت مجرد بلکه در اکوسیستم های کسب و کار مختلف مشغول به فعالیت اند. در یک اکوسیستم کسب و کار، بنگاه، رقبا، تامین کنندگان، کانال های توزیع و تامین، شرکت های خدماتی و مانند آن می کوشند تا با تعامل تجاری با یکدیگر، ارزش مشخصی را برای ذینفعان مشترکشان شامل مشتریان و جامعه ایجاد نمایند. پژوهش های گسترده در حوزه مدیریت کسب و کار نشان می دهد هرچه توازن، یکپارچگی و همسوئی بیشتری در یک اکوسیستم کسب و کار وجود داشته باشد، اثربخشی و ارزش آفرینی کلی برای بنگاه های اقتصادی درون و همچنین ذینفعان بیرون از آن بیشتر خواهد بود اما همین مشخصه های توازن، یکپارچگی و همسوئی معمولا در معرض ریسک پذیری های فراوانی قرار دارند که بازدهی کل اکوسیستم کسب و کار را تخریب می کنند. از این رو برای اطمینان یافتن از ارزش آفرینی پایدار یک بنگاه اقتصادی باید همزمان هم میزان ریسک پذیری آن شرکت و نیز ریسک پذیری اکوسیستمی که در آن مشغول به فعالیت است را تحلیل کنیم.
تحلیل ریسک یک اکوسیستم کسب و کار از آنجا اهمیت دارد که بازدهی سرمایه گذاری در بنگاه های درون اکوسیستم به شدت تابع ریسک پذیری آن است و به همین دلیل است که در محاوره های روزمره فعالین کسب و کار می شنویم که مثلا ” سرمایه گذاری در بازار گردش گری چندان فایده ای ایجاد نمی کند” یا ” ریسک پذیری سرمایه گذاری در صنعت آموزش زیاد است” در این وضعیت، سرمایه گذار از تشریک مساعی و همسوئی میان اهداف و عملکرد اجزای اکوسیستم اطمینان ندارد و بنابر این بازدهی سرمایه گذاری خود را در مخاطره می بیند. برای برون رفت از این چالش، رهبر اکوسیستم کسب و کار یا سازمان های حاکمیتی مرتبط باید با سازماندهی مشارکتی و انجام پژوهش های تحلیل ریسک در هر اکوسیستم، مخاطرات و فرصت های سودآوری سرمایه گذاری در آن را شناسائی کنند و با برنامه ریزی اقدامات ابتکاری مناسب، ریسک ناتوانی در دستیابی به اهداف مشترک اکوسیستم را کاهش دهند و فرصت های ارزش آفرینی آن را ترویج کنند تا اعتبار و اطمینان بیشتری برای سرمایه گذاری در اکوسیستم ایجاد شود.

منشا محیطی ریسک های اکوسیستم کسب و کار

همانند بنگاه های اقتصادی، اکوسیستم های کسب و کار نیز تحت تاثیر محیط پیرامونی خود قراردارند و تغییرات آن، فرصت ها و تهدیدهایی را برای کل اکوسیستم و اجزای آن ایجاد می کند. دگرگونی های محیطی در چارچوب تاثیرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، زیست محیطی و قانونی دسته بندی می شوند و در یک اکوسیستم سازمان یافته و بالغ، مکانیزم مشخص و کارامدی برای ایجاد مشارکت میان اجزا برای تحلیل اثرگذاری این مولفه ها بر کلیت اکوسیستم وجود دارد. باید توجه داشت اگرچه اغلب در درون شرکت ها تحلیل ریسک محیطی به منظور بهره برداری از فرصت های آن انجام می شود اما در بسیاری از موارد، امکان اینکه یک بنگاه بتواند به تنهایی از آن بهره برداری کند وجود ندارد و معمولا بهره گیری از فرصت های محیطی تنها در قالب هم افزایی و همکاری مشترک میان اجزای اکوسیستم میسر می شود که اگر به صورت کارامد انجام شود، بازدهی سرمایه گذاری های جدید در اکوسیستم را هم افزایش می دهد. از سوی دیگر تحلیل مشترک عدم قطعیت ها و فرصت ها و تهدیدهای محیطی موجب ایجاد درک کافی بنگاه های درون اکوسیستم کسب و کار از قابلیت ها و چالش های یکدیگر می شود که کاهش ریسک سرمایه گذاری در اکوسیستم را به همراه خواهد داشت.

منشا داخلی ریسک های اکوسیستم کسب و کار

به غیر از عوامل خارجی، ریسک های داخلی نیز وجود دارند که کارائی و اثربخشی اکوسیستم های کسب و کار را تهدید می کنند، مثلا بروز رقابت های ناسودمند که به تخریب برند یا ارزش پیشنهادی به مشتری منجر گردد یا نامتوازن بودن میزان عرضه محصولات و خدمات در زنجیره تولید اکوسیستم که بهره وری حداکثری بنگاه ها را تحت الشعاع خود قرار می دهد و موجب می شود بنگاه های بزرگتری که مزیت مقیاس بالا دارند نتوانند در حالت بهینه از آن استفاده کنند، در شرایط رکود معمولا حجم استفاده از خدمات پشتیبانی توسعه ای مانند میزان تقاضا برای خدمات شرکت های فراهم کننده فن آوری اطلاعات یا مشاوره فنی و مدیریتی کاهش می یابد که اگرچه در کوتاه مدت ممکن است هزینه های سربار تولید بنگاه ها را کاهش دهد اما در بلند مدت قطعا ارزش آفرینی کیفی کل اکوسیستم را کاهش می دهد. ریسک نارسائی در تبادل دانشی و نوآوری باز در درون اکوسیستم نیز منجر به کاهش مزیت های حرفه ای و دانشی آن می شود و از این رو در اکوسیستم های مدیریت شده، سازمان هایی مانند مطبوعات تخصصی و مجامع دانشی می بایست در اولویت حمایت قرار گیرند. بی اعتمادی اجزای اکوسیستم نسبت به یکدگیر در مقولات مختلف مانند نگرانی از دزدیده یا تقلید شدن سرمایه نامشهود یکی دیگر از ریسک ها متداول در اکوسیستم های کسب و کار است که باید با وضع مقررات درونی و فرهنگ سازی حمایتی بر طرف گردد، نا آشنایی تازه واردها به اکوسیستم نسبت به اهداف، چشم انداز و مقررات و ناشیگری آنها در تعامل با دیگر اجزاء و مانند آن از جمله حوزه های متداول ریسک در اکوسیستم های کسب و کار است که همزمان هم موجودیت کلی و هم تک تک بنگاه های درون آن را متاثر می سازد.

روش اثربخش مدیریت ریسک در اکوسیستم های کسب و کار:

مهم ترین عامل موفقیت در مدیریت ریسک اکوسیستم های کسب و کار، ایجاد سازماندهی مناسب برای تحلیل آن است. نفس ایجاد کارگروه هایی برای تفکر درباره ریسک ها موجب می شود بنگاه های درون اکوسیستم اهداف مشترک را بازنگری کنند و همسوئی و فهم یکپارچه ای از آن در کل اکوسیستم ایجاد شود. پس از آن لازم است مکانیزم های نوآوری باز برای خلق ایده ها و راه حل ها برای مقابله با چالش های ریسک در درون اکوسیستم ایجاد شود تا توان مقاومتی کل در برابر بحران های محیطی افزایش پیدا کند.

 

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

تحلیل استراتژیک اکوسیستم کسب و کار

استفاده از مطالب فوق با ذکر منبع مجاز است

برای دریافت اطلاعات بیشتر با ایمیل [email protected] تماس حاصل فرمایید

شما ممکن است این را هم بپسندید