حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک، مدرس مدیریت استراتژیک، استراتژی، تحلیل استراتژیک، تحلیل داخلی، تحلیل محیطی، مزیت های رقابتی، تحلیل کسب و کار دانش تحلیل کسب و کار، BABOK، تحلیل استراتژیک کسب و کار، مدل کسب و کار

الگوی تحلیل استراتژیک  کسب و کار

(برگرفته از مدل BABOK)

حسین نوریان،میلاد شهریاری

استراتژی تعریف کننده موثرترین راه برای به کار گرفتن توانایی های یک شرکت در جهت دستیابی به اهداف مورد نظر میباشد. استراتژی ممکن است مربوط به تمام یک شرکت، شاخه، بخش یا ناحیه ای از آن و یا مربوط به یک محصول، پروژه و یا برنامه خاص باشد.
محدوده دانش تحلیل استراتژیک، توصیف کننده تحلیلی تجاری است که باید به منظور همکاری با ذینفعان در تشخیص نیازی که به لحاظ تاکتیکی و استراتژیکی مهم است (نیاز تجاری)، انجام شود. این تحلیل، شرکت را قادر می سازد که به آن نیاز پرداخته و استراتژی مورد نظر برای تغییر را با استراتژی های سطح بالاتر یا پایین تر هماهنگ کند.
تحلیل استراتژیک بر تعریف وضعیت های انتقالی آینده که لازمه پرداختن به تقاضاهای تجاری است، تمرکز می کند و هم به کمک آن نیاز و هم توسط محدوده راه حل، مشخص می کند چه کاری باید انجام گیرد.
این موضوع، تفکر استراتژیک در تحلیل تجاری و نیز تجسم راه‌حل‌های احتمالی برای قادر ساختن شرکت به تولید ارزش بیشتر برای ذینفعان و برای خود را مورد پوشش قرار می دهد.
تحلیل استراتژیک زمینه‌ای برای تحلیل نیازها فراهم کرده و تلاش می‌کند تعریفی از تغییر موردنظر ارائه دهد. با شناسایی هر نیاز تجاری باید تحلیل استراتژیک صورت گیرد. این به ذینفعان اجازه می دهد بتوانند در مورد اینکه باید به آن نیاز پرداخت یا نه، تصمیم‌گیری کنند. تحلیل استراتژیک فعالیتی مداوم است برای بررسی تغییرات رخ¬داده در آن نیاز، بافت آن، یا هر اطلاعاتی دال بر نیاز به تعدیل در استراتژی تحقیق.

تصویر زیر نشان دهنده طیف ارزش است به طوری که فعالیت‌های تحلیل کسب¬وکار از سمت دارا بودن ارزش بالقوه به سوی فراهم آوردن ارزش واقعی پیش می‌روند:

در زمان انجام تحلیل استراتژیک، تحلیل گران کسب و کار باید توجه کنند در چه پیش زمینه ای عمل می‌کنند و گستره نتایج احتمالی تا چه حد قابل پیش‌بینی است. زمانی که یک تغییر، پیامدهای قابل پیش بینی داشته باشد، وضعیت گذار و وضعیت آینده را می توان به روشنی تعریف کرده و استراتژی مشخصی را برنامه‌ریزی نمود. اگر پیش بینی پیامدهای یک تغییر دشوار باشد، باید تا زمان شناسایی یک استراتژی موفق و یا تا زمان تغییر سیاست، بیشتر بر کاهش ریسک، آزمودن فرضیه ها و تغییر روش تمرکز کرد. این موارد ممکن است به هر ترتیبی صورت گیرند، ولی معمولاً هم زمان انجام می‌شوند، چون استراتژی باید بر مبنای آنچه واقعاً دست‌یافتنی است شکل بگیرد.در زمان انجام تحلیل استراتژیک، تحلیل گران کسب و کار باید توجه کنند در چه پیش زمینه ای عمل می‌کنند و گستره نتایج احتمالی تا چه حد قابل پیش‌بینی است. زمانی که یک تغییر، پیامدهای قابل پیش بینی داشته باشد، وضعیت گذار و وضعیت آینده را می توان به روشنی تعریف کرده و استراتژی مشخصی را برنامه‌ریزی نمود. اگر پیش بینی پیامدهای یک تغییر دشوار باشد، باید تا زمان شناسایی یک استراتژی موفق و یا تا زمان تغییر سیاست، بیشتر بر کاهش ریسک، آزمودن فرضیه ها و تغییر روش تمرکز کرد. این موارد ممکن است به هر ترتیبی صورت گیرند، ولی معمولاً هم زمان انجام می‌شوند، چون استراتژی باید بر مبنای آنچه واقعاً دست‌یافتنی است شکل بگیرد.

یک استراتژی ممکن است در قالب یک برنامه استراتژیک، بینشی در مورد محصولات، مطالعه ای در مورد کسب وکار، نقشه راه یک محصول یا به اشکال دیگر اتخاذ شود.محدوده دانش تحلیل استراتژی شامل تکالیف زیر است:

  • تحلیل وضعیت کنونی: فهمیدن نیاز کسب وکار و ارتباط آن با عملکرد کنونی شرکت، تعیین یک خط مبدا و زمینه¬ای برای تغییر
  • تعریف وضعیت آینده: تعریف اهداف و نتایجی که نشانگر بر آورده شدن نیاز تجاری باشند و مشخص کردن اینکه برای رسیدن به اهداف چه بخشهایی از شرکت نیازمند تغییر می‌باشند
  • محاسبه ریسک ها: فهمیدن موارد عدم اطمینان در مورد تغییر، در نظر گرفتن آثار آنها بر موفقیت تغییر مورد نظر و پیشنهاد اقداماتی برای مقابله با ریسک ها در صورت نیاز
  • تعریف استراتژی تغییر: ارائه تحلیلی برای حدفاصل بین وضعیت کنونی و وضعیت آینده، محاسبه گزینه‌هایی برای رسیدن به وضعیت آینده و پیشنهاد پرارزش ترین رویکرد از جمله وضعیت های گذار لازم برای رسیدن به وضعیت آینده

در ادامه این مطلب، هر یک از مراحل تحلیل استراتژیک کسب و کار بر مبنای مدل BABOK در برگه های مجزا تشریج می گردد:

راهنمای تحلیل کسب و کار BABOK

 

تحلیل وضعیت موجود

هدف گذاری استراتژیک آینده

تحلیل ریسک کسب و کار

تدوین استراتژی

تحلیل قابلیت های کسب و کار

چند ابزار تحلیل کسب و کار