حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک مدیر استراتژیک، مدیر استراتژی، وظایف مدیریت استراتژیک، وظایف مدیر استراتژی در سازمان، سازماندهی مدیریت استراتژیک

نقش مدیر استراتژی در سازمان

امروز بسیاری از شرکت ها در ساختار سازمانی خود، نقشی را به عنوان مدیر استراتژی در نظر گرفته اند تا استراتژی هایشان را راهبری کند. تاریخچه در نظر گرفتن این نقش به اوایل دهه هشتاد میلادی بر می گردد که عناوینی مانند رییس استراتژی، برنامه ریز استراتژیک، مدیر واحد راهبری استراتژیک و ... در سازمان ها عمومیت یافت تا امروز که بیشتر از عنوان Chief Strategy Officer (CFO) استفاده می گردد. در دیدگاه سنتی، مدیر استراتژی سازمان وظیفه به جریان انداختن سالانه فرایند مدیریت استراتژیک در سازمان را بر عهده دارد. فرایندی که با توسعه یا بازنگری ارکان جهت ساز استراتژیک آغاز می شود و با اندازه گیری عملکرد و پایش دستیابی به اهداف استراتژیک تدوین شده پایان می یابد. تحقیقات مفصل در گروه مشاوران مکنزی (2014) نشان داده است، این رویکرد اگرچه صحیح و مبتنی بر متدلوژی های رایج مدیریت استراتژیک است اما به تنهایی نمی تواند سازمان ها را در فایق آمدن بر چالش های پر تواتر محیطی یاری کند. ضمن اینکه تاکید و تمرکز بیش از حد بر جاری سازی متودیک فرایند مدیریت استراتژیک مخصوصا اگر بر مبنای دوره های تقویمی باشد ممکن است سازمان را به تحلیل موارد تکراری عادت دهد. اگرچه مدل های مرجع برای تحلیل استراتژیک بسیار مفید هستند و یک استراتژیست با بکارگیری آنها می تواند از در نظر گرفتن تمامی ابعاد تحلیلی اطمینان حاصل کند اما، در صورتی که این  کار در سازمان به صورت یک فرایند با شروع تقویمی جاری شود ممکن است تمرکز به تحلیل به عادت پر کردن فرمت ها و جدول ها تقلیل بیابد. پس تحلیل گران استراتژی امروزه فهمیده اند که راه اندازه(Trigger)  فرایند مدیریت استراتژیک در سازمان باید رصد چالش های سازمانی باشد نه شروع سال جدید. از سوی دیگر اجزای کلیدی یک استراتژی خوب شامل شناخت مشکل، سیاست های راهنما و مجموعه اقدامات یکپارچه، معمولا در نقش های کلیدی هرم بالای سازمان نمود می یابد تا با سیاست گذاری های کلان، تمامی مولفه های سازمانی را در جهت استراتژی ها همسو کنند. با این وصف نقش مدیر استراتژیک سازمان به تسهیل گری انجام آن کاهش می یابد، نقشی که در صورت بی اعتقادی مدیران ارشد شرکت به کارکرد ضروری مدیریت استراتژیک عملا غیر اثربخش خواهد بود.  تحقیفات جدید موید آن است که این رویکرد های سنتی در تدوین استراتژی هایی که بتواند بر شوک های محیط رقابتی فایق آید بسیار ناتوان هستند و آن دسته از مدیران استراتژیک که با این مقوله به صورت پویا ( داینامیک ) مواجه شده اند، نقش به مراتب اثربخش تری را ایفا کرده اند. خلاصه تحقیقات میدانی گروه مشاوران مکنزی در بررسی 500 شرکت برتر نشان می دهد نقش مدیریت استراتژیک در سازمان ها در برگیرنده وظایف زیر است

دیدگاه سنتی

تدوین متدلوژی مدیریت استراتژیک، تدوین و بومی سازی مدل ها و تهیه فرمت ها

تسهیل گری تحلیلهای داخلی و محیطی توسط مدیران ارشد سازمان

جمع آوری، دسته بندی و گزارش تحلیل های  استراتژیک به مدیریت ارشد

تسهیل گری برگزاری جلسات تدوین استراتژی توسط مدیران ارشد

ترجمه استراتژی ها به اهداف استراتژیک و تدوین نقشه استراتژی

همکاری با مالکین اهداف استراتژیک در تدوین اقدامات ابتکاری، پروژه ها و تغییرات لازم در فرایندها

تسهیل گری پایش و اندازه گیری شاخص های دستیابی به اهداف و گزارش آن به مدیران ارشد

.

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

حقایقی درباره مدیریت استراتژیک

دیدگاه مدرن

رصد مداوم چالش های سازمان

رصد مداوم تغییرات محیطی، عدم قطعیت های محیط، عملکرد رقبا، فرصت های همکاری و ...

تحلیل مستمر ریسک های استراتژیک

تحلیل مستمر قابلیت های سازمانی و برنامه ریزی برای توسعه آن در حوزه های کلیدی

فرهنگ سازی سیاست های راهنمای استراتژیک در سطح سازمان

تحلیل مستمر همسوئی اقدامات کلان شرکت و مولفه های سازمانی با سیاست های راهنمای استراتژیک

تحلیل یکپارچگی میان اقدامات استراتژیک و جاری سازی مدیریت عمکلرد استراتژیک بر مبنای آن

استفاده از مطالب فوق با ذکر منبع مجاز است
برای دریافت اطلاعات بیشتر یا مشاوره مدیریت استراتژیک با ایمیل [email protected] تماس حاصل نمایید.

به اشتراک بگذارید

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

این مطلب را هم ملاحظه نمایید:

خطاهای شناختی در تصمیم گیری استراتژیک