حسین نوریان، مشاور مدیریت ریسک سازمانی، مدرس مدیریت ریسک سازمانی، مدیریت ریسک استراتژیک تحلیل ریسک سازمانی، تحلیل ریسک، ریسک استراتژیک، تحلیل محیطی، تحلیل سناریو، تحلیل استراتژیک،

سوالات کلیدی درباره مدیریت ریسک استراتژیک

حسین نوریان، مشاور مدیریت ریسک سازمانی

چه تفاوتی میان ریسک استراتژیک و گونه های دیگر ریسک وجود دارد؟

ریسک های استراتژیک، ریسک هایی هستند که بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم استراتژیک سازمان دارند و یا در اثر آن تصمیمات ایجاد شده اند. بنابراین نسبت به دیگر گونه های ریسک ( رویکرد سنتی تحلیل ریسک شامل ریسک های عملیات و مالی )، بسیار عمیق و گسترده تر بر عملکرد فعلی و آتی سازمان تاثیر می گذارند. به عنوان مثال خروج شرکت از یک بازار بالغ و ورود به بازار نوظهور ریسکی استراتژیک است که می تواند جنبه های مختلفی از سازمان را تحت تاثیر قرار دهد.

تحلیل ریسک استراتژیک از قدیم وجود داشته است، پس چرا اکنون اولویت و فوریت یافته است؟

در گذشته شرکت ها فرصت بیشتری برای واکنش نشان دادن به ریسک های استراتژیک داشته اند، بنابراین شاید رویکرد ” صبر کنیم تا ببینیم چه می شود” عمومیت بیشتری در مواجهه با ریسک های استراتژیک داشته است. اما اکنون دگرگونی های محیطی مانند نوآوری های سریع، تغییرات تکنولوژیک، دسترسی پذیری و افزایش سرعت و کیفیت ارتباطات وقتی با فرهنگ جهانی شدن نیز آمیخته شده است، فضای کسب و کار را با تاثیرات بسیار شدیدتر محیطی مواجه نموده به گونه ای که یک مشکل محلی کوچک می تواند بحرانی جهانی را به دنبال داشته باشد.

مواجهه شرکت ها با این گونه جدید از ریسک ها چگونه است؟

مدیریت ریسک استراتژیک هم اکنون به عنوان مساله هیات مدیره و مدیرعاملان سازمان مطرح می گردد، تحقیق پیمایشی جدید نشان می دهد در حدود ۶۷ درصد از شرکت ها، هیات مدیره مالکیت فرایند مدیریت ریسک سازمانی را بر عهده دارند. و طیف گسترده ای از شرکت های پیشرو، رویکرد خود به مدیریت ریسک استراتژیک را با لحاظ کردن تغییرات زیر، بهبود داده اند:

  • افزایش بودجه و تواتر تحلیل های ریسک استراتژیک
  • پایش و مدیریت ریسک های سازمانی به صورت یک فرایند مستمر
  • بهره گیری از توان و زمان تعداد بیشتری از مدیران میانی در تحلیل ریسک استراتژیک

چه اشکال و اشتباهی در شیوه سنتی تحلیل ریسک سازمانی وجود داشت؟

شیوه سنتی مدیریت ریسک عمدتا بر پایه تحلیل شاخص های پیشرو مالی و تمرکز بر تغییرات قانون گذاری پایه گذاری شده بود، البته توجه به این موارد هنوز هم وجود دارد و مهم است اما توجه صرف به ریسک های مالی بیشتر مربوط به گذشته و واکنشی است. یک نظام مدیریت ریسک کارامد بیشتر بر ریسک هایی که در اثر گسیخته گی های بازار کسب و کار به وجود می آید و معطوف به آینده است تمرکز دارد، تا سازمان همزمان با پیشرو بودن در رقابت، در عرصه مواجهه با ریسک های کسب و کار نیز پیشرو باشد.

کدام یک از انواع ریسک های استراتژیک، امروز پر اهمیت تر است؟

بر مبنای تحقیقات انجام شده، ریسک اشتهار (Reputation) مهم ترین حوزه ریسک استراتژیک می باشد. افزایش اثرگذاری رسانه ها و شبکه های اجتماعی، کار گسترش و حفاظت از شهرت را برای سازمان ها دشوار تر کرده است و تاثیر بحران ها بر شهرت سازمان ها بسیار بیشتر از گذشته شده است. امروزه تکنولوژی نیز به عنوان یکی از حوزه های مهم ریسک استراتژیک بشمار می رود به گونه ای که بیش از ۵۳ درصد سازمان ها عنوان نموده اند محرک های تکنولوژی و گسیخته گی های آن می تواند، مدل کسب و کار جاری آنها را تهدید کند. تکنولوژی های اجتماعی، فن آوری داده های حجیم (Big Data) و مانند آن یکی از حوزه های مهم ریسک استراتژیک را برای سازمان های امروزی شامل شده اند.
سازمان هایی که از چرخه تکنولوژی و نوآری عقب بمانند، به رویایی با برادر دوقلوی نوآوری، یعنی گسیخته گی در مدل کسب و کار مواجه خواهند شد و آنهایی که به صورت موثر ریسک های استراتژیک را مدیریت نمی کنند و در درونی سازی قابلیت های محیطی ناتوانند، قربانیان احتمالی آینده ای خواهند بود که توسط رقبایشان شکل دهی می شوند.

در چه مقطعی از تکامل مدیریت ریسک استراتژیک هستیم؟

هر روز سازمان های بیشتری را می بابیم که به صورت متمرکز و یکپارچه مدیریت ریسک سازمانی را در چرخه مدیریت استراتژیک خود نهادینه کرده اند و به نظر می رسد تلاش های آنها در این زمینه به بازدهی هم رسیده است. بر مبنای تحقیق گروه دیلویت، ۶۱ درصد از مدیران سازمان ها اکنون باور دارند که حداقل فایده فرایند مدیریت ریسک سازمانی آنها در آن بوده است که از دستیابی به اهداف استراتژیک اطمینان بیشتری حاصل نمایند اما هنور هم بیشترین فایده از مدیریت ریسک در حوزه محافظت از ارزش ها و قابلیت های موجود بوده است و نه بهره گیری از فرصت های جدید.

دورنمای آتی مدیریت ریسک سازمانی چگونه است؟

مدیریت اثریخش ریسک های استراتژیک، بسیار فراتر از آنکه از شکست شرکت ها در دستیابی به اهداف استراتژیکشان جلوگیری کند، فرصت های آتیِ منفعت زای محیطی را که ناشی از عدم قطعیت ها و دگرگونی های بازار (Volatility) است را برایشان آشکار می نماید. مدیریت ریسک سازمانی، قابلیت های رقابتی بنگاه را افزایش داده و محرکی برای خلاقیت و نوآوری سازمانی است. اینها همه دلایلی است که استقبال مدیران شرکت های موفق از جاری سازی فرایند مدیریت ریسک استراتژیک را به همراه داشته است. بنابر این مفهوم مدیریت ریسک سازمانی بر تمرکز بر شناخت دلایل شکست یک استراتژی مشخص خلاصه نمی شود بلکه روشی برای تضمین اثربخشی سازمانی است.

چه گونه به این دورنما می رسیم؟

مدیریت اثربخش ریسک سازمانی نیازمند فراهم کردن قابلیت های جدید در سازمان است، به طور مشخص شرکت ها باید فراتر از مرزهای سنتی ساختار سازمانی خود به محیط بنگرند، این به این معنی است که در این زمان باید وزن بیشتری به تحلیل ها و اطلاعات محیطی نسبت به داخلی داده شود، بینش های که می تواند از منابعی مانند مشتریان، سازمان های فراهم کننده روندنماها، اطلاعات بازار و تحلیل های امنیتی فراهم شود، همچنین این معنی را می دهد که باید مکانیزم یادگیری از بینش های درون و بیرون سازمانی را افزایش و صنعت را افزایش داد. تا با اطلاعات غنی تری تصمیم گیری شود و رویکردها با اطمینان بیشتری اجرا گردد.

این مطالب را هم ملاحظه نمایید:

مدیریت ریسک سازمانی، اهداف و ضرورت ها

فرایند مدیریت ریسک سازمانی

اصول دهگانه مدیریت ریسک سازمانی

 

استفاده از مطالب فوق با ذکر منبع مجاز است

جهت دریافت اطلاعات بیشتر یا مشاوره مدیریت استراتژیک با ایمیل [email protected] تماس حاصل نمایید

 

درخواست خدمات مشاوره