معرفی کتاب جهان کوچک بنیان گذار
معرفی کتاب جهان کوچک بنیان گذار ، نوشته محمد مهدی شیران
کارآفرینی؛ تجلی روح الهی در انسان
درآمدی بر کتاب «شرکت، جهان کوچک بنیانگذار»
هر تمدنی پیش از آنکه با سنگ، آهن یا فناوری ساخته شود، با یک باور ساخته شده است؛ با این باور که انسان قادر است جهانی را که هنوز وجود ندارد، خلق کند.
شاید به همین دلیل باشد که خداوند هنگام معرفی انسان، از جسم او آغاز نمیکند، بلکه از حقیقتی سخن میگوید که هیچ موجود دیگری از آن بهرهمند نشده است:
> «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی…» خداوند از روح خود در انسان دمید.
این جمله، تنها بیانگر آفرینش انسان نیست؛ بلکه بیانگر مأموریت اوست. انسان تنها موجودی است که از سه موهبت بزرگ الهی بهرهمند شده است؛ قدرت خلق، قدرت اختیار و قدرت زبان.
قدرت خلق، او را قادر میسازد چیزی را بیافریند که پیش از آن وجود نداشته است.
قدرت اختیار، مسئولیت انتخاب مسیر را بر عهده او میگذارد.
و قدرت زبان، او را قادر میکند آیندهای را که هنوز نیامده، برای دیگران تصویر کند، اعتماد بسازد، انسانها را گرد هم آورد و از دل یک ایده، یک جامعه، یک شرکت، یک فناوری یا حتی یک تمدن خلق کند.
هیچ موجود دیگری چنین توانایی ندارد. زبان سایر موجودات، زبان هشدار و بیان رخدادهای لحظهای است؛ اما زبان انسان، زبان ساختن آینده است.
شاید تمام تاریخ بشر چیزی جز روایت همین سه موهبت نباشد.
اما این خلق، بدون قانون نیست.
تمام عالم هستی بر محور رقابت و شایستگی حرکت میکند.
رقابت از بازار آغاز نشده است، از نخستین لحظه تشکیل نطفه آغاز شده است. میلیونها سلول برای خلق یک انسان رقابت میکنند و تنها شایستهترین مسیر حیات را ادامه میدهد. بذر برای رسیدن به نور رقابت میکند، ریشه برای یافتن آب، پرنده برای بقا و گونهها برای تکامل.
رقابت، قانون سرمایهداری نیست؛ قانون آفرینش است.
رقابت سالم، انسان را مجبور به رشد میکند، استعدادهای پنهان را آشکار میکند، نوآوری را به وجود میآورد و جامعه را به سمت آبادانی پیش میبرد.
اما درست در نقطه مقابل این قانون الهی، وسوسهای قدیمی قرار دارد.
شیطان هیچگاه خود را با چهره زشتی معرفی نمیکند؛ بلکه همواره با زیباترین شعارها وارد میشود.
یکی از خطرناکترین این شعارها، عدالتی است که به جای فرصت برابر، نتیجه برابر را مطالبه میکند.
عدالتی که میگوید همه باید سهمی یکسان داشته باشند، حتی اگر میزان خلق، تلاش، مسئولیت، خطرپذیری و نوآوری آنان یکسان نباشد.
عدالتی که مالکیت مشروع را نفی میکند، کارآفرین را متهم میکند، سود حاصل از خلق ارزش را گناه میداند و رقابت را دشمن انسان معرفی میکند.
این نگاه، اگرچه لباس عدالت بر تن دارد، اما روح زندگی را از جامعه میگیرد.
زیرا با حذف رقابت، شایستگی پنهان میشود.
با حذف مالکیت، مسئولیت از بین میرود.
با حذف انگیزه، نوآوری خاموش میشود.
و با خاموش شدن نوآوری، جامعه به سمت رکود، وابستگی و فقر حرکت میکند.
فقر نیز تنها کمبود پول نیست.
فقر یعنی محدود شدن قدرت خلق.
یعنی انسانی که تمام انرژی خود را صرف بقا میکند، فرصت اندیشیدن، عبادت، علم، خدمت و آبادانی را از دست میدهد.
بیجهت نیست که در سنت اسلامی آمده است:
> «کادَ الفقرُ أن یکونَ کفراً»
زیرا فقر میتواند انسان را از مسیر تعالی، عبادت و نزدیکی به خداوند دور کند.
در مقابل، ثروت نیز تنها انباشت سرمایه نیست.
ثروت حقیقی یا از مسیر خلق به دست میآید یا از مسیر تصاحب.
خلق، یعنی افزودن چیزی به جهان که پیش از آن وجود نداشته است؛ یک اندیشه، یک محصول، یک فناوری، یک شرکت، یک فرصت شغلی یا یک امید.
اما تصاحب، یعنی به دست آوردن دارایی دیگران از مسیر زور، رانت، فساد و ظلم.
ذات اقدس الهی، خالق است و انسان را نیز خلیفه خود در زمین قرار داده است؛ بنابراین طبیعی است که خداوند مسیر خلق را میپسندد و مسیر تصاحب را ظلم مینامد.
قرآن انسان را برای آبادانی زمین معرفی میکند، نه برای مصرف آن.
تجارت نیز در این نگاه، صرفاً مبادله کالا نیست؛ بلکه یکی از بزرگترین ابزارهای خلق جهان انسانی است.
شاید به همین دلیل باشد که پیامبر اسلام(ص) پیش از رسالت، تاجری امین بود و حضرت خدیجه(س)، بانویی کارآفرین و صاحب سرمایه.
سرمایهای که در راه ساختن جامعه، آزادی انسان، حمایت از حقیقت و گسترش دین خدا به کار گرفته شد.
سرمایه، هنگامی که در خدمت خلق قرار گیرد، مقدس میشود.
کارآفرین نیز در این نگاه، صرفاً یک فعال اقتصادی نیست؛ او انسانی است که از موهبت روح الهی برای آباد کردن زمین استفاده میکند.
او با پذیرش ریسک، ورود به رقابت، حل مسئله و خلق ارزش، به دیگران امکان زندگی میدهد.
هر شرکت، جهان کوچکی است که بنیانگذار آن را از دل اندیشه، زبان، اراده و مسئولیت خود خلق میکند.
و شاید به همین دلیل باشد که در شب قدر نیز قرآن از نزول «روح» سخن میگوید:
> «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ»
گویی عالم هستی، پیوسته در جریان خلق، تقدیر و حرکت است و انسان نیز هر زمان که با اندیشه، تجارت، علم، فناوری و کارآفرینی چیزی بر این جهان میافزاید، خود را با همین جریان الهی هماهنگ میکند.
امروز، پس از هزاران سال تاریخ بشر، انسان همچنان تنها با دو ابزار بزرگ جهان را خلق میکند.
نخست تجارت و کارآفرینی که شهرها، دانشگاهها، کارخانهها، شرکتها و تمدنها را ساختهاند.
و دوم هوش مصنوعی که هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و میتواند بزرگترین ابزار خلق جمعی تاریخ باشد.
هر دو، ادامه همان موهبتی هستند که خداوند در وجود انسان قرار داد؛ توانایی خلق چیزی که پیش از آن وجود نداشته است.
از این منظر، سبک زندگی کارآفرینی تنها یک انتخاب شغلی نیست، بلکه یک انتخاب فلسفی است؛ انتخاب میان خلق یا تصاحب، مسئولیت یا وابستگی، آبادانی یا رکود، امید یا حسادت.
کارآفرینی یعنی پذیرفتن قانون رقابت الهی، احترام به مالکیت مشروع، استفاده از اختیار، بهرهگیری از قدرت زبان برای ساختن آینده و تبدیل ایده به زندگی.
و شاید بنیانگذار، در نهایت، کسی باشد که با تکیه بر همان «روح الهی» که در او دمیده شده است، جهان کوچکی میسازد که انسانهای بیشتری در آن فرصت کار، رشد، عبادت، کرامت و امید پیدا کنند.
این متن، نه یک تفسیر دینی و نه یک نظریه اقتصادی، بلکه نگاه فلسفی نویسنده کتاب «شرکت، جهان کوچک بنیانگذار» است؛ نگاهی که کارآفرینی را مقدسترین شکل استفاده از موهبت الهیِ خلق، رقابت را قانون جاری طبیعت، تجارت را ابزار آبادانی زمین، ثروت مشروع را نتیجه خلق ارزش و انسان را موجودی میداند که مأموریت او ادامه دادن جریان آفرینش در جهان است
محمد مهدی شیران
