تحلیل استراتژی سرپرستی هلدینگ ها بر اساس روش رولاند برگر
در این مقاله بر اساس روش تدوین شده توسط شرکت رولاند برگر به تحلیل استراتژی سرپرستی هلدینگ ها و شرکت های چند کسب و کاره می پردازیم. این مقاله بر اساس مقاله های آن شرکت (که در متن ذکر شده ) و تجربه بیست ساله اینجانب در تحلیل استراتژیک و سازماندهی هلدینگ ها در بیش از پنجاه سازمان نگراش یافته است و کوشیده ام تمامی ابعاد تحلیلی برای سازمان دهی استراتژیک در هلدینگ ها و شرکت های چند کسب و کاره را واکاوی و تشریح نمایم
ضرورت تحلیل استراتژی سرپرستی در هلدینگ ها
جایی که هلدینگ یا گروه شرکتها با چالشهای فزایندهای مانند لزوم توجه به رویکرد تحول دیجیتال، بحرانهای اقتصادی و تغییرات ژئوپلیتیکی روبرو هستند، نقش ستاد مرکزی (Corporate Headquarters) یا ساختار سازمان مادر بیش از پیش حیاتی شده است.
ستاد مرکزی، به عنوان نقش مادر، والد یا Parent در ساختار هلدینگ، مسئولیت هدایت، حمایت و ایجاد ارزش برای شرکتهای زیرمجموعه را بر عهده دارد. این نقش، که به عنوان مزیت مادری یا والدی “Parenting Advantage” شناخته میشود، نیازمند انتخاب استراتژی مناسب سرپرستی در هلدینگ ها است که تعادل بین کنترل، آزادی عمل و ایجاد سینرژی را بین سازمان مادر با شرکت های زیرمجموعه و شرکت های زیرمجموعه با یکدیگر را برقرار کند.
اگر سازمان مادر بتواند این نقش را به خوبی ایفا نماید، می تواند مزیت های رقابتی پایدار بسیار ممتازی را برای شرکت های زیرمجموعه ایجاد نماید و در مقابل ناتوانی شرکت مادر در ایجاد مزیت های والدی یا سرپرستی ناشی از عدم برخورداری از استراتژی سرپرستی مناسب، کارایی و اثربخشی گروه و طبیعتا شرکت ها را بسیار کاهش خواهد داد. به عبارت دیگر مهم ترین مزیت رقابتی پایدار برای هلدینگ ها می تواند برخورداری از یک استراتژی سرپرستی صحیح و اثربخش در سازمان مادر باشد. زیرا این قابلیت است که می تواند برای کسب و کارهای زیرمجموعه مزیت های رقابتی پایدار ایجاد کند و آنها را نسبت به رقبای دیگراشان تفوق بخشد.
از اینرو یکی از حیطه هایی که در تحلیل استراتژیک سازماندهی بسیار به آن پرداخته می شود و مورد دقت قرار می گیرد، استراتژی های والدی یا سرپرستی شرکت مادر بر گروه است. اینجانب در طول سالهای متمادی مشاوره به هلدینگ های مختلف، به نیکی دریافته ام که یکی از مهم و موثرترین عوامل در بهبود اثربخشی و کارایی هلدینگ ها و سازمان دهی کارامد نظام حامیتی آنها انتخاب استراتژی سرپرستی صحیح است و البته باید توجه داشت که در طی مسیر تکامل هلدینگ ها این استراتژی مستمرا دگرون می شود و با توجه به دگرگونی هایی که در سبد کسب و کارها اتفاق می افتد، راهبردهایی از شرکت ها که تغییر می کند و سیر چرخه عمر سازمان مادر و کسب و کارهای زیرمجموعه، استراتژی های سرپرستی هلدینگ تغییر می نماید و مدام باید به روزآوری شود.
شرکت Roland Berger، به عنوان یکی از پیشگامان مشاوره استراتژیک، متدولوژی جامعی برای این استراتژیها ارائه داده است که بر پایه چهار سبک اصلی سرپرستی استوار است که عبارتند از:
سبک های استراتژی سرپرستی در هلدینگ ها
عملگر، کنترل گر استراتژیک، معمار استراتژیک وکنترل مالی
این سبکها، که از مدل کلاسیک و قدیمی Goold و Campbell الهام گرفته و توسط کارشناسان شرکت Roland Berger تطبیق یافته است به هلدینگها کمک میکنند تا مزیت های والدی سرپرستی parenting advantage را به حداکثر برسانند و برای کل مجموعه مزیت های رقابتی پایدار ایجاد کنند به عبارت دیگر: فراهم کردن ارزش بیشتر از آنچه که کسب و کارهای زیرمجموعه به تنهایی میتوانستند به تنهایی داشته باشند را برایشان فراهم کند. این مزیت آفرینی باید در حالی انجام شود که منابع ستاد مرکزی را بهینه مصرف می نمایند.
در این مقاله جامع، که بر اساس گزارشهای کلیدی شرکت رولاند برگر Roland Berger مانند “From Headquarters to Ahead-Quarters” و مطالعات Corporate Headquarters تدوین شده، به بررسی عمیق این چهار سبک میپردازم.
هدف از این مقاله ارائه یک راهنمای عملی برای مدیران هلدینگهاست تا بتوانند سبک مناسب را بر اساس ویژگیهای پورتفولیو، مرحله رشد و محیط بازار انتخاب کنند. این متدولوژی نه تنها به مدیران کمک میکند تا از پارادوکس مشهور استراتژی های سرپرستی یعنی نیاز به دخالت کم برای حفظ کارایی و در عین حال دخالت کافی برای ایجاد ارزش عبور کنند، بلکه ابزارهایی برای تحول ستاد مرکزی از یک مرکز بوروکراتیک به یک “Ahead-Quarters” چابک و آیندهنگر فراهم میآورد.
مروری بر متدولوژی تحلیل استراتژی سرپرستی هلدینگ ها یا Parenting به شیوه رولاند برگر

شرکت رولاند برگر تأسیسشده در سال 1967 در مونیخ، با بیش از 50 دفتر جهانی و تمرکز بر نوآوری و تحول، یکی از تأثیرگذارترین گروه های مشاوره استراتژیک است. رویکرد این شرکت به استراتژی های سرپرستی هلدینگ ها یا parenting، ریشه در تحقیقات گستردهای دارد که بیش از 400 پروژه ستاد مرکزی را پوشش میدهد. بر اساس مطالعات وسیعCorporate Headquarters 2018، آن شرکت دریافت که هلدینگهای موفق آنهایی هستند که ستاد مرکزیشان را بر اساس یکی از چهار سبک استراتژی سرپرستی طراحی میکنند:
عملگر با دخالت عملیاتی بالا ، کنترلگر استراتژیک با ایجاد مزیت کنترل ، معمار استراتژیک یا فراهم آوری جهت گیری های سودمند استراتژیک و مزیت های رقابتی جمعی و کنترلگر مالی با اعطای استقلال عمل به شرکت های زیرمجموعه
این سبکها بر پایه دو بعد کلیدی تعریف میشوند: سطح دخالت از کم به زیاد و نوع تمرکز مالی، استراتژیک یا عملیاتی . انتخاب سبک مناسب بستگی به عوامل متعددی مانند موارد زیر بستگی دارد:
عوامل موثر در انتخاب استراتژی سرپرستی در هلدینگ ها
- تنوع پورتفولیو diversity of businesses
- شباهت شباهت و وابستگی کسب و کارهای زیر مجموعه به یکدیگر relatedness
- مرحله چرخه حیات هلدینگ و شرکت های زیرمجموعه
- اهداف استراتژیک هلدینگ و شرکت های زیرمجموعه
برای مثال، در هلدینگهای متنوع، سبک کنترلگر مالی مناسبتر است، در حالی که در هلدینگهای یکپارچه، عملگر کارآمدتر عمل میکند. روش تحلیلی Roland Bergerتأکید دارد که هیچ سبکی مطلق نیست؛ بلکه ترکیبی پویا و آمیخته hybrid بر اساس شرایط محیطی و بازار به هلدینگ ها توصیه میشود.
در ادامه، هر سبک را به تفصیل با تمرکز بر ویژگیها، مزایا، چالشها، زمان کاربرد و مثالهای واقعی آن بررسی می کنیم
استراتژی سرپرستی عملگر:
دخالت عملیاتی و یکپارچگی عمیق سبک عملگر، که به عنوان “Integrator” نیز شناخته میشود، بالاترین سطح دخالت ستاد مرکزی را نشان میدهد. در این مدل ساختار ستادی سازمان مادر مانند یک مدیر عملیاتی مرکزی عمل میکند و مستقیماً در عملیات روزمره شرکتهای زیرمجموعه دخالت مینماید. تمرکز اصلی بر ایجاد سینرژیهای عملیاتی، استانداردسازی فرآیندها و بهرهبرداری از اقتصاد مقیاس است. ستاد مرکزی با توجه به قابلیت های مدیریتی فراوانی که دارد و تمرکز زیادی که بر رشد شرکت های زیرمجموعه می گذارد برای آنها مزیت های رقابتی فراهم می آورد.
ستاد مرکزی مسئولیتهایی مانند مدیریت زنجیره تأمین مشترک، بهینهسازی تولید و هماهنگی منابع انسانی را بر عهده میگیرد.
ویژگیهای کلیدی استراتژی سرپرسی عملگر
• دخالت بالا: ساختار سازمان مادر نه تنها استراتژی را تعیین میکند، بلکه اجرای آن را نظارت و هدایت مینماید. این شامل ابزارهایی مانند سنجه های پایش و اندازه گیری KPIمرکزی، سیستمهای مدیریت منابع سازمانی ERP یکپارچه و تیمهای عملیاتی مشترک است.
• تمرکز بر کارایی: هدف، کاهش هزینهها از طریق اشتراک منابع مانند مراکز خدمات مشترک و افزایش سرعت تصمیمگیری است.
• ساختار سازمانی: ستاد مرکزی بزرگتر است و واحدهای آن شامل واحدهای ستادی و عملیاتی متناظر با واحدهای شرکت های زیرمجموعه است. در این نوع هلدینگ ها معمولا تنوع همگون میان شرکت ها وجود دارد
نسبت کارکنان ساختار سازمان مادر به کل حدود 6-12% و شامل متخصصان عملیاتی میشود که از قدرت تاثیرگذاری زیادی بر شرکت های زیرمجموعه برخوردار هستند.
مزایای استراتژی سرپرستی عملگر
• ایجاد سینرژیهای قوی در هلدینگهای با واحدهای مشابه، مانند صنایع تولیدی یا خردهفروشی.
• افزایش تابآوری در بحرانها، زیرا کنترل مرکزی اجازه واکنش سریع را میدهد.
• بهبود عملکرد کلی از طریق انتقال دانش عملیاتی.
چالشها راهبرد سرپرستی عملگر
• خطر بوروکراسی و کاهش نوآوری در واحدها به دلیل کنترل بیش از حد
• هزینههای بالای ستاد مرکزی، که میتواند parenting advantage را کاهش دهد
زمان کاربرد استراتژی سرپرستی عملگر:
- این سبک برای هلدینگهایی با پورتفولیو همگن high relatedness و نیاز به تحول عملیاتی مناسب است، مانند شرکتهای در حال ادغام پس از M&A.
- بر اساس مطالعه Roland Berger، در شرکتهای با 0-5000 کارمند، نسبت کارکنان در هلدینگ های عملگر حدود 6.3% است، که نشاندهنده تمرکز عملیاتی است.
مثال واقعی برای استراتژی سرپرستی عملگر
در صنعت خودروسازی، هلدینگهایی مانند Volkswagen Group از سبک عملگر برای مدیریت عملیات جهانی کارخانهها استفاده میکنند. ستاد مرکزی در ولفسبورگ، فرآیندهای تولید را استانداردسازی کرده و هزینهها را تا 15% کاهش داده است. در بحران COVID-19، این مدل اجازه داد تا زنجیره تأمین به سرعت بازسازی شود.
استراتژی سرپرستی کنترلگر استراتژیک
هدایت استراتژیک و نظارت متعادل در استراتژی سرپرستی کنترل گر استراتژیک که گاهی “Strategist” هم نامیده میشود، تعادلی بین کنترل و آزادی فراهم میکند ساختارستادی سازمان مادر در این مدل، نقش ناظر استراتژیک را ایفا میکند و بر تنظیم اهداف بلندمدت، نظارت بر عملکرد و اطمینان از همخوانی با استراتژی گروه تمرکز دارد. سطح دخالت متوسط است و بیشتر بر ایجاد ساختار های حاکمیت سازمانیgovernance و همسویی استراتژیک alignment بین شرکت مادر و شرکت های زیر مجموعه تأکید میشود، نه عملیات روزمره.
ویژگیهای کلیدی استراتژی سرپرستی کنترل گر استراتژیک
• کنترل استراتژیک: سازمان مادر استراتژیهای واحدها را بررسی و تأیید میکند، این کار با ابزارهایی مانند بودجهبندی مرکزی و گزارشگیری منظم انجام می شود
• تمرکز بر عملکرد: استفاده از متریکهای استراتژیک مانند ROI و سهم بازار برای ارزیابی واحدها بسیار مورد توجه قرار می گیرد. در برخی از هلدینگ ها از روش کارت امتیازی متوازن برای مدیریت عملکرد متوازن و عمیق در این سبک استفاده می شود
• ساختار سازمانی: ستاد مرکزی متوسط نسبت 5-7% با تمرکز بر مشاوران استراتژیک که عمدتا مدیران با تجربه ای هستند که بر تحلیل های محیطی و استراتژیک تمرکز دارند و مزیت هایی مانند رصد نشانه های تغییر و شکار فرصت های محیطی را برای شرکت های زیرمجموعه ایجاد می کنند.
مزایای استراتژی سرپرستی کنترل گر استراتژیک
• حفظ استقلال واحدها برای نوآوری، در حالی که همخوانی استراتژیک را هم تضمین میکند.
• کارایی در مدیریت پیچیدگی پورتفولیوهای نیمهمتنوع.
• کاهش ریسک از طریق نظارت زودهنگام بر انحرافات استراتژیک.
چالشهای استراتژی سرپرستی کنترل گر استراتژیک
• ممکن است در بحرانهای عملیاتی، واکنش کند باشد.
• نیاز به مهارتهای بالای ساختار سازمان مادر در تحلیل استراتژیک.
زمان کاربرد برای استراتژی سرپرستی کنترل گر استراتژیک
ایدهآل برای هلدینگهای در مرحله رشد، با پورتفولیو متوسط تنوع، جایی که واحدها نیاز به هدایت دارند اما استقلال عملیاتی حفظ شود. مطالعه 2018 Roland Berger نشان میدهد که این سبک در شرکتهای متوسط، نسبت کارکنان 5.2% دارد.
مثال واقعی برای استراتژی سرپرستی کنترل گر استراتژیک
شرکت Berkshire Hathaway، تحت رهبری وارن بافت، از کنترلگز استراتژیک برای نظارت بر شرکتهای زیرمجموعه مانند GEICO استفاده میکند. ساختار سازمان مادر اهداف مالی و استراتژیک را تنظیم میکند، اما عملیات را به مدیران محلی واگذار مینماید، که منجر به رشد پایدار 20% سالانه شده است.
استراتژی سرپرستی معمار استراتژیک:
معماری آینده و نوآوری سبک معمار استراتژیک، که “Architect” نیز نامیده میشود، بر ایجاد ساختارهای استراتژیک بلندمدت تمرکز دارد. ساختار سازمان مادر در این مدل، نقش معمار را ایفا میکند و پورتفولیو را از طریق M&A، نوآوری و توسعه قابلیتها شکل میدهد. سطح دخالت متوسط تا پایین است، اما بر چشم انداز بلند مدت و تحول تأکید میشود.
ویژگیهای کلیدی استراتژی سرپرستی معمار استراتژیک
• معماری استراتژیک: طراحی نقشه راه گروه، شامل شناسایی فرصتهای رد و ادغام قابلیتها.
• تمرکز بر نوآوری: حمایت از R&D مشترک و توسعه استعدادها.
• ساختار سازمانی: ستاد مرکزی چابک نسبت 4-6% با تیمهای پروژهمحور.
مزایای استراتژی سرپرستی معمار استراتژیک
• ترویج نوآوری و رشد ارگانیک در هلدینگهای متنوع.
• ایجاد parenting advantage از طریق سینرژیهای دانشی و مدیریتی
• انعطافپذیری بالا در برابر تغییرات بازار.
چالشهای استراتژی سرپرستی معمار استراتژیک
• خطر عدم تمرکز عملیاتی اگر چشم انداز بیش از حد انتزاعی باشد.
• نیاز به رهبران بسیار خردمند و مسلط بر بینش های بازار در ساختار سازمان مادر.
زمان کاربرد استراتژی سرپرستی معمار استراتژیک
مناسب برای هلدینگهای در حال تحول، با پورتفولیو متنوع، جایی که تمرکز بر آینده است. Roland Berger تأکید دارد که این سبک در مدیریت استعداد و نوآوری، کاستیهای زیادی را جبران میکند.
مثال واقعی از بکارگیری استراتژی سرپرستی معمار استراتژیک
شرکت Alphabet، شرکت مادر Google از معمار استراتزیک برای معماری پورتفولیو خود استفاده میکند. ساختار سازمان مادر پروژههایی مانند Waymo را هدایت مینماید، که منجر به تنوعبخشی از جستجو به هوش مصنوعی شده و ارزش بازار را به بیش از 2 تریلیون دلار رسانده است.
استراتژی سرپرستی کنترلگر مالی:
تمرکز مالی و استقلال عملیاتی سبک کنترلگر مالی، که “Investor” نیز نامیده میشود، کمترین دخالت را دارد. ساختار سازمان مادر مانند یک صندوق سرمایهگذاری عمل میکند و بر مدیریت مالی، تخصیص سرمایه و خروج از داراییهای ضعیف تمرکز دارد. هدف، حداکثرسازی بازده مالی بدون دخالت عملیاتی است.
ویژگیهای کلیدی استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
• کنترل مالی: نظارت بر بودجه، بدهیها و جریان نقدی از طریق گزارشهای مالی
• تمرکز بر پورتفولیو: تصمیمگیری در مورد خرید/فروش واحدها.
• ساختار سازمانی: ستاد مرکزی کوچک نسبت 2-4% با تمرکز بر امور مالی.
مزایای استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
• حفظ استقلال کامل واحدها برای کارایی عملیاتی.
• مناسب برای پورتفولیوهای بسیار متنوع، جایی که سینرژی عملیاتی کم است.
• کاهش هزینههای ساختار سازمان مادر و تمرکز بر ارزش سهامداران.
چالشهای استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
• خطر عدم همخوانی استراتژیک بین واحدها
• ضعف در ایجاد سینرژیهای غیرمالی.
زمان کاربرد استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
ایدهآل برای هلدینگهای مالیمحور یا با واحدای مستقل، مانند صندوقهای خصوصی. در مطالعه Roland Berger، این سبک برای پورتفولیوهای متنوع توصیه میشود.
مثال واقعی از بکارگیری استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
شرکت Constellation Software از استراتژی سرپرستی کنترلگر مالی برای مدیریت بیش از 400 شرکت نرمافزاری استفاده میکند. ساختار سازمان مادر تنها بر تخصیص سرمایه تمرکز دارد، که منجر به رشد 25% سالانه بدون دخالت عملیاتی شده است.
ویژگی های کلیدی استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
- سطح دخالت بسیار کم است
- سطح کنترل بسیار کم و محدود به کنترل های مالی است
- دخالت شرکت مادر در عملیات و استراتژی وجود ندارد
- ارزش آفرینی عمدتا از طریق مزیت های تامین مالی است
- برای هلدینگ های بسیار ناهمگون توصیه می شود
- برای هلدینگ هایی که مراحل بلوغ به بعد چرخه حیات خود را طی می کنند توصیه می شود
- مزایای استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
- سازمان مادر کوچک و چابک
- سطح بروکراسی و پیچیدگی بسیار کم
- استقلال عمل شرکت ها به عنوان مشوق مدیریتی
چالش های استراتژی سرپرستی کنترل گر مالی
- ریسک ناتوانی شرکت مادر در ایجاد مزیت های رقابتی پایدار
- ریسک عدم بهره وری ناشی از ناتوانی در بهره گیری از زیرساخت های مشترک
نویسنده : حسین نوریان ، مشاور مدیریت استراتژیک در هلدینگ ها
استفاده از مطالب فوق تنها با ذکر منبع مجاز می باشد
جهت دریافت اطلاعات بیشتر یا مشاوره مدیریت استراتژیک در هلدینگ ها با رویکرد تحول دیجیتال با ما تماس حاصل فرمایید
شیوه تحلیل استراتژی سرپرستی در هلدینگ ها با روش گروه مشاوران بوستون
