معرفی کتاب تحلیل استراتژی در عصر حاضر
شرح مختصری بر کتاب تحلیل استراتژی در عصر حاضر
نویسنده: رابرت ام . گرنت ، ترجمه الهوردی تقوی، بیژن نهاوندی، نوید جعفری نژاد – انتشارات رسا
قبلا در معرفی کتاب های دیگر و نیز چند مقاله در این وبسایت بیان کردهام که دو نگرش به تحلیل و بررسی استراتژی در سازمانها وجود دارد، نگرش اول برپایه بکارگیری تکنیکها و مدلها است و دیگری بکارگیری تفکر انتقادی و استرتژیک.
در نگرش اول استراتژیست، تکنیکها را به مثابه شابلونهایی به کار می برد که همه ابعاد و پیچیدگی های سازمان را در جلو چشم مدیران و تحلیل گران آن نمایان می کند و آنها بر پایه این اطلاعات فراهم شده می توانند بینشهایی را برای شناخت چالش سازمان فراهم کنند تا برپایه آن استراتژی مناسب برای موفقیت کسب و کار را طرح ریزی نمایند.
امروزه تحلیل استراتژیک با این نگرش بسیار بسط یافته است، از مدل های سنتی ( که هنوز هم کاربرد دارند ) مانند تحلیل صنعت و رقابت با مدل پنج نیروی رقابتی مایکل پورتر، مدل عمومی زنجیره ارزش پورتر، مدل تحلیل مزیت های رقابتی پایدار، موقعیت یابی استراتژیک و مانند آن. کتاب تحلیل استراتژیک در عصر حاضر با این دیدگاه نوشته شده و حاوی مدل ها و تکنیک های متعدد در حوزه تحلیل استراتژی است و از این جهت برای دانشجویان رشته مدیریت استراتژیک بسیار مفید است.
اما دیدگاه دیگر به تحلیل استراتژیک برپایه ذهن انتقادی و بکارگیری مهارت ها و قواعد تفکر استراتژیک است، در این نگرش نیازی به بررسی سازمان با شابلون مدل های مختلف که هر یک ابعادی از آن را نمایان می کنند وجود ندارد، بلکه تحلیل گر باید بکوشد با تفکری نقادانه و بررسی عدم تقارن ها و ناترازی ها در داخل محیط سازمان، چالش بنیادین آن را کشف و سپس گره اصلی آن چالش را بیابد تا با تمرکز بر آن و یافتن راه حل برایش، به انتخاب استراتژیک متناسب، خوب و موثر دست یابد. بارزترین دانشمند حوزه مدیریت استراتژیک با دیدگاه دوم، ریچارد روملت است که این مفاهیم را مشخصا در دو کتاب “استراتژی خوب ، استراتژی بد” و ” گره استراتژی” بیان کرده است.
چه در موقعیت تدریس مدیریت استراتژیک و چه مشاوره آن، همواره به این اندیشیده ام که کدام دیدگاه مفیدتر است؟ اکنون باور یافته ام که خرد بیشتری در دیدگاه دوم نهفته است زیرا از نظر من استراتژی به معنی حل مساله است و شیوه حل مساله اگرچه قواعد کلی و مشخصی دارد، اما بسیار به نوع مساله باز می گردد و شاید شابلون یا حتا شابلون هایی را نتوان یافت که بتوان با بهره گیری از آنها همه مسال مختلفی که کسب و کارها با آن مواجه هستند را تحلیل نمود. از سوی دیگر وقتی شابلون یا مدلی را بر می گزینیم، در اصل پنداشته و فرض کذاشته ایم که نتیجه حل مساله در آن وجود دارد و طبیعتا برون داد آن روش تحلیلی را به عنوان نتیجه حل مساله در نظر می گیریم اما در واقع ممکن است اصلا چنین نباشد، مثلا وقتی محیط رقابتی پیرامون شرکت خود را با مدل پنج نیروی رقابتی مایکل پورتر می سنجیم و با آن تحلیل می کنیم، به یافته هایی می رسیم که تصور می کنیم چالش اصلی سازمان ما را نمایان کرده است، مثلا صنعت خود را در وضعیت تهدید تازه واردها می یابیم و طبیعتا ذهن ما به این سمت سوق پیدا می کند که حتما چالش اصلی و مهم شرکت ما همین است اما در واقع بلکه به احتمال زیاد ممکن است این نباشد و ناتوانی ما در دستیابی به آنچه آرزو می کرده ایم ریشه در چالش هایی از جنس دیگر داشته باشد! اینگونه است که ممکن است این مدل ها حتا ما را به خطا نیز بکشاند.
اما از سوی دیگر واقعیت آت است که بکارگیری تفکر انتقادی و استراتژیک برای شناخت چالش و گره سازمان بدون بهره گیری از شابلون ها، کار بسیار دشواری است و به هوش سرشار، برخورداری از بینش های وسیع و عمیق و ذهن آماده و ورزیده احتیاج دارد که ممکن است همگان از آن برخوردار نباشند، اینجا است که آن مدل ها و شابلون ها دوباره عرض اندام می کنند تا این ضعف ذهن ما در تحلیل مجرد و بی واسطه چالش های سازمان را برطرف کنند و کمک کنند تا ما بتوانیم به ابعاد مختلف مساله نگاه کنیم و ما را به تفکر درباره جنبه های گوناگون سازمان وا می دارد بلکه شاید چالش اثرگذار و گره سازمان در پیچ و خم آنها نهفته باشد.
از این رو به نظرم باید به هر دو دیدگاه پرداخت، از ذهن خود را با تفکر انتقادی و استراتژیک ورزیده کرد و از سوی دیگر بر این مدل ها و تکنیک ها مسلط شد که فراهم آوری شناخت و فهم کافی از همین تکنیک ها نیز خود به خود بر ورزیده شدن ذهن و دستیابی به تفکر استراتژیک موثر است.
کتاب تحلیل استراتژی در عصر حاضر با دیدگاه دوم نوشته شده و مدل های زیاد و متنوعی را برای بررسی ابعاد مختلف پیچیدگی های سازمان ارایه داده است، تکنیک هایی برای تحلیل قابلیت ها، مزیت های رقابتی پایدار، تحلیل مبانی صنعت و رقابت، استراتژی های توسعه و ادغام، استراتژی های سازمان های چند شرکتی، استراتژی های برون سپاری و مانند آنها.
کتاب تحلیل استراتژی در عصر حاضر شاید بهترین و جامع ترین کتاب مدل گرا در حوزه تحلیل استراتژیک ترجمه شده به زبان فارسی باشد، این کتاب در دانشگاه های معتبر جهان تدریس می گردد. با نثری روان و مناسب ترجمه شده و من خواندن و استفاده از آن به عنوان مرجع تکنیک های تحلیل استراتژیک را به علاقه مندان پیشنهاد می کنم.
حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک
