ایجنت های بازاریابی و فروش

ایجنت های بازاریابی و فروش


هوش مصنوعی ایجنتیک در حال بازتعریف نقش بازاریاب و دگرگون‌کردن شیوه عملکرد سازمان‌های بازاریابی است. نوآوری‌های پیشین، از نرم‌افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری گرفته تا اتوماسیون بازاریابی، عمدتاً به ساده‌سازی و بهینه‌سازی گام‌های مشخص و منفرد در فرایند بازاریابی کمک می‌کردند. اما هوش مصنوعی ایجنتیک یک گام فراتر می‌رود. این سیستم‌ها خودمختاری را وارد فرایند می‌کنند: تصمیم می‌گیرند، اقدامات را فعال می‌کنند و در طول چرخه‌های متوالی از نتایج یاد می‌گیرند. این تغییر صرفاً به افزایش بهره‌وری منجر نمی‌شود؛ بلکه به بازاریابان امکان می‌دهد تشخیص دهند چه چیزی مؤثر است و چه چیزی نیست و حتی پیش از اجرای یک کمپین، پیش‌بینی کنند که مصرف‌کنندگان چگونه به آن واکنش نشان خواهند داد.
مدیران ارشد بازاریابی (CMOها) نسبت به این تغییر در حال وقوع آگاه‌اند. بیش از ۸۰ درصد آنان اعلام کرده‌اند که نسبت به ظرفیت‌های هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش، اعتماد، خوش‌بینی و کنجکاوی فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند؛ هرچند هم‌زمان به فشارهای تحول‌آفرین و برهم‌زننده‌ای که این فناوری ایجاد می‌کند نیز اذعان دارند. تقریباً از هر سه CMO، یک نفر هوش مصنوعی را برای تولید محتوا به‌صورت آزمایشی به کار گرفته است و تولید ویدئو در حال ظهور به‌عنوان موج بعدی این تحول است. بااین‌حال، هوش مصنوعی ایجنتیک که هنوز در مرزهای اولیه توسعه خود قرار دارد، ظرفیت آن را دارد که کل گردش‌کار بازاریابی را از نو پیکربندی کند.
هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش، که هنوز در مرزهای اولیه توسعه خود قرار دارد، ظرفیت آن را دارد که کل گردش‌کار بازاریابی را از نو پیکربندی کند.
به‌طور مشخص، هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش می‌تواند بازده سرمایه‌گذاری، سرعت و حجم فعالیت‌های بازاریابی را تا سه برابر افزایش دهد (نگاه کنید به شکل ۱).


در عمل، این دستاوردها اغلب به ۵ تا ۱۰ درصد رشد افزایشی درآمد و ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش بهره‌وری هزینه‌ها در هزینه‌های داخلی و هزینه‌های آژانسی منجر می‌شوند؛ در نتیجه، تحولی شکل می‌گیرد که می‌تواند هزینه‌های خود را از محل منافع ایجادشده تأمین کند و منابع لازم برای ادامه تحول را فراهم آورد. در همکاری ما با برندهای پیشرو در سطح جهان، شاهد بوده‌ایم که این نتایج چگونه به تیم‌ها کمک کرده است سریع‌تر عمل کنند و منابع حاصل را مجدداً در هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند. در واقع، ۴۳ درصد از CMOهایی که مورد بررسی قرار داده‌ایم، اعلام کرده‌اند که سالانه بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون دلار برای توسعه و مقیاس‌دهی پذیرش هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این یک تغییر تدریجی و حاشیه‌ای نیست؛ بلکه بازتعریف مدل عملیاتی بازاریابی است و کسانی که زودتر حرکت کنند، عصر بعدی رشد را شکل خواهند داد.

 

نیروهای محرک تغییر

رهبران بازاریابی به‌طور هم‌زمان با فشارهای داخلی و خارجی مواجه‌اند: فروپاشی تدریجی قیف بازاریابی، پراکندگی توجه مصرف‌کنندگان، افزایش انتظارات برای رشد و تشدید محدودیت‌های هزینه‌ای. هوش مصنوعی در حالی که مسیرهای جدیدی برای مقابله با این اختلالات ایجاد می‌کند، خود نیز سرعت این دگرگونی‌ها را افزایش می‌دهد.
در محیط بیرونی، هم کشف برند و هم رسانه در حال دگرگونی‌اند. جست‌وجوی مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) در حال تغییر شیوه‌ای است که مصرف‌کنندگان در نخستین مراحل سفر مشتری با برندها مواجه می‌شوند. هم‌زمان، نزدیک به ۶۰ درصد CMOها انتظار دارند هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش طی دو تا سه سال آینده بخش عمده گردش‌کارهای رسانه‌ای را اجرا کند؛ تغییری که اساساً نحوه برنامه‌ریزی و بهینه‌سازی هزینه‌های بازاریابی را دگرگون خواهد کرد. در داخل سازمان نیز الزام به همان اندازه روشن است: با منابع کمتر، خروجی بیشتری ایجاد کنید. CMOها، بهره‌وری هزینه‌ای (۷۶ درصد) و سرعت دستیابی به بینش (۷۱ درصد) را به‌عنوان مهم‌ترین مزایای پذیرش هوش مصنوعی رتبه‌بندی می‌کنند و ابزارهای جدید، سازمان‌ها را به سمت ساختارهایی چابک‌تر و کارآمدتر سوق می‌دهند.
این نیروها با سرعتی بیش از توان انطباق بسیاری از سازمان‌ها در حال همگرایی‌اند. قرار دادن هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش در قلب مدل بازاریابی مسیری را فراهم می‌کند که سازمان از طریق آن می‌تواند خود را با تغییرات رفتار مشتری و پویایی‌های صنعت هم‌راستا نگه دارد.
قرار دادن هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش در مرکز مدل بازاریابی، مسیری برای هم‌راستاماندن با تغییرات رفتار مشتری و پویایی‌های صنعت فراهم می‌کند.


 

گردش‌کار جدید بازاریابی با قدرت‌گرفته از ایجنت های بازاریابی و فروش

سرعت اختلالات و دگرگونی‌ها، ظرفیت‌های جدیدی را در سازمان‌های بازاریابی ضروری کرده است. در اینجا، ایجنت‌های هوش مصنوعی می‌توانند به‌عنوان یک سازوکار مهم برای رفع گلوگاه‌های عملیاتی تیم‌ها عمل کنند. چه این ایجنت‌ها در داخل سازمان توسعه داده شوند و چه از بیرون خریداری شوند، هدف طراحی آن‌ها کاهش کارهای زمان‌بر و تکراری، مقیاس‌دهی وظایف تکرارشونده اما حیاتی و آزادسازی ظرفیت تولید در سراسر زنجیره ارزش است. ایجنت های بازاریابی و فروش می‌توانند تقریباً هر فعالیت بازاریابی را خودکار کنند؛ از تولید تگ‌ها و برچسب‌های موردنیاز برای سنجش عملکرد گرفته تا ایجاد نسخه‌های مختلف ایمیل، تحلیل روندهای بازار و تولید بینش‌های قابل‌اقدام.
اکنون دامنه اثرگذاری ایجنت‌ها تمام گردش‌کار بازاریابی را دربر گرفته است. شش حوزه وجود دارد که هوش مصنوعی ایجنتیک در آن‌ها مزیت ایجاد می‌کند؛ از بینش و نوآوری گرفته تا محتوای خلاقانه، فعال‌سازی شخصی‌سازی‌شده و نتایج قابل‌اندازه‌گیری. (نگاه کنید به شکل ۲.)


برندها نیز از هم‌اکنون به‌تدریج در حال به‌کارگیری این قابلیت‌ها هستند و نتایج امیدوارکننده‌ای به دست آورده‌اند.
برای نمونه، یک خرده‌فروش جهانی از مصرف‌کنندگان مصنوعی (Synthetic Consumers) برای آزمودن پیام‌های بازاریابی و اصلاح جایگاه‌یابی برند در میان پرسوناها و بازارهای مختلف استفاده کرد. همچنین، یک شرکت پیشرو در حوزه رسانه و سرگرمی، سیگنال‌های بلادرنگ حاصل از محتوای وایرال را دریافت کرد تا داستان‌ها و محتواهایی را که با ریزبخش‌های جغرافیایی و مصرف‌کننده‌ای مشخص بیشترین همخوانی داشتند، در کانال‌های مختلف تقویت و منتشر کند. انجام این وظایف در گذشته به تیم‌های بزرگ و زمان‌های آماده‌سازی طولانی نیاز داشت.
سازمان‌های دیگر حتی فراتر از این سطح در حال مقیاس‌دهی هستند. یکی از رهبران صنعت کالاهای مصرفی بسته‌بندی‌شده، همکاران هوشمند ایجنتیک (Agentic Copilots) را در سراسر فرایند کاری خود مستقر کرده است؛ از تولیدکننده بریف کمپین گرفته تا سازنده پویا و خودکار نسخه‌های مختلف ایمیل. نتیجه، شکل‌گیری یک سیستم‌عامل بازاریابی بوده است که تیم‌ها را توانمند می‌کند و به آن‌ها امکان می‌دهد با سرعت، دقت و سازگاری بسیار بیشتری فعالیت کنند.
تجربه ما در توسعه قابلیت‌های ایجنتیک و ارائه مشاوره درباره آن‌ها به شرکت‌های پیشرو در سطح جهان، مقیاس و سرعت تحولاتی را که هم‌اکنون در حال وقوع است به‌روشنی نشان می‌دهد. سازمان‌های بازاریابی اکنون از پلتفرم‌های چندایجنتی (Multi-Agent) استفاده می‌کنند که مجموعه‌های عظیمی از داده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کنند؛ پلتفرم‌هایی که بر روی چندین پتابایت داده اجرا می‌شوند و روزانه ترابایت‌ها داده را پردازش می‌کنند تا بینش‌ها و اقدامات را در زمان واقعی ارائه دهند. در یکی از شرکت‌های جهانی، صدها بازاریاب اکنون به‌صورت روزانه با این سیستم‌ها تعامل دارند؛ از طریق رابط‌های اختصاصی و تجاری که ده‌ها ایجنت تخصصی را در بازارها و منابع داده مختلف هماهنگ می‌کنند. آنچه در ابتدا یک پایلوت منفرد و محدود بود، اکنون با سرعت در حال تبدیل‌شدن به یک قابلیت سازمانی نهادینه‌شده در شیوه انجام فعالیت‌های بازاریابی است.
فعالیت‌هایی که زمانی به تعاملات و انتقال‌های متعدد میان تیم‌ها و آژانس‌ها وابسته بودند، اکنون به‌تدریج از طریق سیستم‌های یکپارچه و پاسخ‌گو انجام می‌شوند و سطحی از سرعت و دقت را ارائه می‌دهند که پیش از این امکان‌پذیر نبود.
در مجموع، این پیشرفت‌ها نشان می‌دهند که گردش‌کار بازاریابی با چه سرعتی در حال تغییر است. فعالیت‌هایی که زمانی به انتقال‌های متعدد میان تیم‌ها و آژانس‌ها وابسته بودند، اکنون به‌تدریج از طریق سیستم‌های یکپارچه و پاسخ‌گو انجام می‌شوند و به CMOها امکان می‌دهند هم به بازارها و هم به مشتریان، با سطحی از سرعت و دقت واکنش نشان دهند که پیش از این امکان‌پذیر نبود.

 


ایجنت های بازاریابی و فروش در حال دگرگون‌کردن نقش بازاریاب هستند:

برای CMOها، چالش اصلی دیگر صرفاً پذیرش ابزارهای جدید نیست؛ بلکه بازطراحی تیم‌ها، شرکا و ساختارهایی است که در پیرامون این ابزارها قرار دارند تا اطمینان حاصل شود هوش مصنوعی ایجنتیک به منبعی برای مقیاس‌پذیری و توسعه ظرفیت تبدیل می‌شود، نه عاملی برای ایجاد پراکندگی و تکه‌تکه‌شدن سازمان.
نقش بازاریاب در حال تغییر است: از یک متخصص منفرد و محصور در یک حوزه به رهبر و هماهنگ‌کننده اصلی ایجنت‌های هوشمند در سراسر چرخه کامل بینش، خلق، فعال‌سازی و سنجش. این تحول، تقاضا برای مهارت‌های جدید را افزایش داده است؛ از مهندسی و نگارش پرامپت گرفته تا تسلط تحلیلی و سواد داده‌ای. حدود ۷۵ درصد CMOها هم‌اکنون در سطوح مختلف سازمان برای ارتقای مهارت‌های کارکنان در حوزه هوش مصنوعی مولد سرمایه‌گذاری می‌کنند.
بااین‌حال، پیامدهای عمیق‌تر این تحول ماهیتی سازمانی دارند. تیم‌های کوچک‌تر و متکی بر اتوماسیون در حال شکستن سیلوهای سازمانی و حرکت با سرعت بیشتر هستند. هم‌زمان با افزایش مقیاس تولید محتوا، استودیوهای خلاق داخلی در حال گسترش‌اند، در حالی که نقش‌های سنتیِ متخصصان کانال‌های بازاریابی در حال کاهش است. روابط با آژانس‌ها نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند: ۸۶ درصد CMOها می‌گویند آژانس‌های خلاق هنوز هوش مصنوعی را در مقیاس وسیع به کار نگرفته‌اند و ۶۷ درصد نیز همین نظر را درباره آژانس‌های رسانه‌ای دارند. از سوی دیگر، مالکیت و راهبری فناوری‌های بازاریابی در حال نزدیک‌ترشدن به دفتر CMO است و این امر مستلزم همکاری نزدیک‌تر با واحد فناوری اطلاعات (IT) برای ایجاد توازن میان سرعت و ایمنی است.

سازمان‌های تاب‌آور، این تغییرات را بر پنج قابلیت بنیادین استوار می‌کنند:

طراحی مبتنی بر تیم‌های چابک (Pod-Based Design)
این سازمان‌ها متخصصان هوش مصنوعی را درون تیم‌های اصلی کسب‌وکار مستقر می‌کنند تا چابکی، پاسخ‌گویی و همکاری را ارتقا دهند.

توسعه مستمر قابلیت‌ها
این سازمان‌ها در آموزش مستمر هوش مصنوعی و ارتقای سواد و تسلط عملی تیم‌ها بر هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند تا کارکنان بتوانند هم‌زمان با تحول فناوری‌ها، به‌سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.

سنجش شفاف و نظام‌مند
آن‌ها تأثیر هوش مصنوعی را از طریق شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)، داشبوردهای میزان استفاده و بینش‌های رفتاری رصد می‌کنند؛ داده‌هایی که مسیر پذیرش فناوری و بهبود عملکرد را هدایت می‌کنند.

ابزارهای یکپارچه
این سازمان‌ها مجموعه‌ای یکپارچه از ابزارهای تأییدشده هوش مصنوعی ایجاد می‌کنند که در سراسر گردش‌کارها به یکدیگر متصل هستند، عملیات را ساده و روان می‌کنند و امکان آزمایش و نوآوری کنترل‌شده و ایمن را فراهم می‌سازند.

حاکمیت قدرتمند
آن‌ها چارچوب‌های کنترلی و دستورالعمل‌های اخلاقی مشخصی ایجاد می‌کنند تا اطمینان حاصل شود هوش مصنوعی به شیوه‌ای امن، شفاف و مسئولانه به کار گرفته می‌شود.
در مجموع، این قابلیت‌ها به CMOها امکان می‌دهند هوش مصنوعی ایجنتیک را به‌صورت مسئولانه در مقیاس سازمانی توسعه دهند و در عین حال، جایگاه واحد بازاریابی را به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی رشد سازمان تثبیت کنند.

 


ایجاد زیرساختی برای داده و فناوری انعطاف‌پذیر

مقیاس‌دهی هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش به چیزی فراتر از ابزارهای جدید نیاز دارد. این امر به زیرساختی قدرتمند متکی بر اتصال لایه‌های داده، یکپارچه‌سازی و رابط‌های کاربری وابسته است. شرکت‌ها باید زمینه کسب‌وکار، دانش سازمانی و اقدامات بازاریابان را از طریق سیستم‌هایی منسجم و سازوکارهای حاکمیتی شفاف به یکدیگر متصل کنند. بدون چنین ستون فقراتی، پروژه‌های آزمایشی در سیلوهای سازمانی گرفتار می‌شوند و توانایی مقیاس‌پذیری پیدا نمی‌کنند. (نگاه کنید به شکل ۳.)

اکنون مسئولیت ایجاد و تقویت این زیرساخت بر عهده CMOها قرار گرفته است و آنان باید درباره چگونگی مقیاس‌دهی آن تصمیم بگیرند: آیا باید با همکاری تأمین‌کنندگان و شرکای فناوری با سرعت پیش رفت، قابلیت‌های اختصاصی و مالکیتی را برای ایجاد تمایز رقابتی توسعه داد، یا رویکردی ترکیبی را در پیش گرفت که سرعت و کنترل را هم‌زمان فراهم کند؟
بااین‌حال، انتخاب‌های فناورانه به‌تنهایی تعیین‌کننده نتایج نخواهند بود. سازمان‌های پیشرو، معماری فناوری را با مجموعه‌ای از رویه‌ها و سازوکارهایی همراه می‌کنند که اعتماد و سازگاری‌پذیری را در سازمان نهادینه می‌سازند؛ از همان ابتدا چارچوب‌های کنترلی و حاکمیتی را مستقر می‌کنند و تکرار و بهبود مستمر را به یک انضباط سازمانی تبدیل می‌کنند. نزدیک به ۸۰ درصد CMOها هم‌اکنون در حال تدوین و اجرای برنامه‌های حاکمیت هوش مصنوعی هستند و تیم‌های پیشرفته‌تر نیز به‌طور مستمر پرامپت‌ها، گردش‌کارها و چرخه‌های بازآموزی مدل‌ها را تنظیم و بهینه می‌کنند تا همچنان با اهداف کسب‌وکار هم‌راستا باقی بمانند.
بااین‌حال، عامل تعیین‌کننده همچنان داده‌های دست‌اول (First-Party Data) است. پراکندگی و تکه‌تکه‌شدن داده‌ها مهم‌ترین مانعی است که CMOها برای مقیاس‌دهی هوش مصنوعی مولد به آن اشاره می‌کنند و در عین حال، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده این موضوع است که آیا هوش مصنوعی ایجنتیک می‌تواند وعده‌های خود در زمینه سرعت، شخصی‌سازی و دستیابی به نتایج قابل‌اندازه‌گیری را محقق کند یا خیر.

 


نقشه راه رهبران برای هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش

CMOهایی که از هم‌اکنون خود را برای شتاب‌گیری هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش آماده می‌کنند، در حال ایجاد مزیت‌های انباشتی و فزاینده هستند؛ مزیت‌هایی که شامل افزایش سرعت، مقیاس و بهره‌وری می‌شوند و در آینده تقلید از آن‌ها برای سایر سازمان‌ها دشوار خواهد بود. چالش دیگر این نیست که آیا پذیرش این فناوری اتفاق خواهد افتاد یا خیر؛ مسئله اصلی این است که سازمان‌ها چگونه می‌توانند هم‌زمان با شتاب گرفتن پذیرش، آن را به‌سرعت و به‌صورت مسئولانه در مقیاس سازمانی توسعه دهند.
چالش دیگر این نیست که آیا پذیرش اتفاق خواهد افتاد؛ بلکه این است که با شتاب گرفتن پذیرش، چگونه باید آن را به‌سرعت و به‌صورت مسئولانه در مقیاس سازمانی توسعه داد.
به‌جای اتخاذ رویکردی آهسته و چندساله یا اجرای پایلوت‌های محدود و پراکنده، سازمان‌های پیشرو متعهد شده‌اند طی یک نقشه راه متمرکز ۹ تا ۱۲ ماهه، بازاریابی را برای عصر ایجنتیک از نو طراحی کنند. این الگو شامل چهار گام شتاب‌دهنده است که سازمان را از مرحله آزمایش به مقیاس سازمانی منتقل می‌کند. پذیرندگان اولیه این فناوری هم‌اکنون مشاهده کرده‌اند که هنگامی که ایجنت‌ها به‌طور کامل در عملیات روزمره سازمان ادغام شوند، بازده، سرعت و حجم تولید محتوا می‌توانند همگی تا سه برابر افزایش یابند.

گام اول: اثبات قدرت و ارزش
کار را با یک مورد کاربردی آغاز کنید که بتواند ظرف چند هفته بازده سرمایه‌گذاری قابل‌مشاهده‌ای ایجاد کند. پایلوت‌های اولیه، مانند یک ایجنت تولیدکننده بریف که می‌تواند چرخه تهیه بریف کمپین را چندین هفته کوتاه کند، به ایجاد حامیان داخلی تحول و شکل‌گیری یک استدلال کمی و قابل‌سنجش برای ضرورت تغییر کمک می‌کنند. تمرکز این مرحله بر مقیاس نیست؛ بلکه بر اثبات قابلیت، اعتبارسنجی ظرفیت بالقوه و ایجاد شتاب برای ادامه مسیر است.

گام دوم: ایجاد زیرساخت
از پایلوت به رویه عملیاتی پایدار حرکت کنید. تیم‌ها را آموزش دهید، نمونه‌های اولیه بیشتری را وارد فرایند کنید و نقشه راه داده و فناوری پشتیبان را شکل دهید. در این مرحله، بسیاری از برندها همکاران هوشمند تولید محتوا یا موتورهای ارکستراسیون و هماهنگ‌سازی را راه‌اندازی می‌کنند که هزینه‌کرد را در زمان واقعی بهینه می‌سازند و سازمان را از موفقیت‌های پراکنده و منفرد به سمت یک ریتم عملیاتی تکرارپذیر و پایدار سوق می‌دهند.

گام سوم: مقیاس‌دهی آنچه کار می‌کند
گردش‌کارهای کامل را با استقرار ایجنت‌ها در تمام مراحل، از ابتدا تا انتها، بازطراحی کنید؛ از بریف خلاقانه و تولید محتوا گرفته تا فعال‌سازی و سنجش عملکرد. برای نمونه، یک خرده‌فروش جهانی زنجیره تأمین محتوای خود را از نو طراحی کرد و زمان چرخه انجام کار را از ۲۵ هفته به کمتر از ۸ هفته کاهش داد. در این مرحله، مدل‌های عملیاتی سازمان تکامل پیدا می‌کنند، ساختار تیم‌ها بازطراحی می‌شود و روابط و مدل همکاری با آژانس‌ها نیز تغییر می‌کند.

گام چهارم: نهادینه‌سازی و تکامل
بازاریابی ایجنتیک را به هنجار جدید سازمان تبدیل کنید. حاکمیت، ارتقای مهارت‌ها و به‌روزرسانی‌های فناوری، رفتارهای جدید را در تار و پود سازمان نهادینه می‌کنند. دستاوردهای این تحول در صورت‌های مالی و صورت سود و زیان نیز آشکارتر می‌شوند: چرخه‌های سریع‌تر، بازده بالاتر و کاهش هزینه‌های برون‌سازمانی. در این مرحله، واحد بازاریابی دیگر صرفاً در حال آزمایش هوش مصنوعی نیست؛ بلکه بر مبنای یک مدل عملیاتی ایجنتیک فعالیت می‌کند.

 

نقاط ورود برای دستیابی به دستاوردهای سریع اولیه ایجنت های بازاریابی و فروش

اگرچه هر سازمان مسیر خاص خود را ترسیم خواهد کرد، سه نقطه ورود تاکنون بیشترین اثربخشی را نشان داده‌اند:
• بازطراحی یک فرایند: استفاده از ایجنت‌ها برای کوتاه‌کردن چرخه تهیه بریف کمپین یا خودکارسازی گزارش‌دهی.
• بازآفرینی یک کانال یا حوزه محصول: افزایش بهره‌وری و بهبود هدف‌گیری در کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی یا کمپین‌های مبتنی بر عملکرد.
• دگرگون‌سازی یک نقطه تماس با مشتری: اجرای پایلوت در تجارت مکالمه‌ای یا کشف و جست‌وجوی ایجنتیک برای بازتعریف نحوه تعامل مشتریان با برند.

سال پیش رو تعیین‌کننده خواهد بود. CMOهایی که از طریق دستیابی به موفقیت‌های سریع، بازطراحی فرایندهای اصلی و ایجاد زیرساخت‌های لازم برای مقیاس‌دهی سازمانی، سرعت تحول را افزایش دهند، عصر بعدی رشد را تعریف خواهند کرد. سازمان‌هایی که درنگ کنند نیز در نهایت هوش مصنوعی ایجنت های بازاریابی و فروش را خواهند پذیرفت، اما شتاب، مقیاس و یادگیری عملی و تجربه‌ای را که تنها از پیشگامی در این تحول به دست می‌آید، از دست خواهند داد.


برگرفته از مطالعات گروه مشاوران بوستون

حسین نوریان، مشاور مدیریت استراتژیک با رویکرد تحول دیجیتال

استفاده از مطالب فوق تنها با ذکر منبع مجاز است.


 

این مطالب را هم مطالعه کنید:

درخواست مشاوره